|
هرگونه
اظهار
نظر
پیرامون
ساده
نویسی
می
تواند
ما
را
با
طرح
دو
پرسش
تاویلی
مواجه
کند:
الف:
ساده
نویسی
هنر
است؟
ب:
بغرنج
نویسی
هنر
است؟
گزینه
های
الف
و
ب
هریک
نقش
تز
و
آنتی
تز
را
بازی
می
کنند
و
ما
در
یک
چالش
دانش
وری
می
توانیم
به
چنین
سنتزی
دست
یازیم
یا
لااقل
آن
را
به
عنوان
یک
گزینه
ی
پاسخ
مند
مطرح
سازیم،:
هنر،
هنر
است.
در
واقع
ساده
نویسی
زمانی
می
تواند
هنر
باشد
که
سهل
انگارانه
هنر
را
در
سطح
فهم
موسع
تمام
طیف
های
جامعه
نزول
ندهد؛
لااقل
به
این
گزاره
ی
آشنا
قایل
باشد
که:"
قدر
زر
زرگر
شنا
سد،
قدر
گوهر
گوهری".
و
البته
اگر
چه
در
دسترس
بودن
زر
موسع
است؛
اما
اندازه
و
عیارش
در
دست
زرگر
بوده
و
ماهیتی
ظاهری
نسبت
به
گوهر(جوهر)
دارد
،-
که
از
ذات،
درون
و
سرشت
ِ
هنر
دلالت
میکند-
والبته
گوهر
(جوهر)
شناس
مقام
آن
داند
و
بس.
بنابراین
هر
چند
هر
چیز
زرگون
مورد
استفاده
ی
عامه
قرار
می
گیرد
اما
میزان،
چهگونهگی
ماهیت
،
عیار
اصیل
یا
بدل
بودن
و
ارزش
آن
با
زرگر
یا
زرشناس
است؛
فهم
عوام
را
می
توان
فقط
به
ظاهر
زر و
نه
اصالتش
دلالت
داد.
شما
می
توانید
زر
را
نوشته
ای
ساده
بهانگارید
که
همه
را
توان
نوشتن
آن
هست
اما
عیار
سنجی
اش
بر
عهده
ی
زرگر
یا
کارشناس
است
،
زر
نیز
کالایی
ست
که
البته
در
دسترس
همهگان
نیست،
اما
دارا
بودن
آن
نیز
هر
کس
را
به
عیاری
، و
مرتبت
و
قدر
و
اندازه
اش
به
سنجهی
زرگر
قابل
ارزش
گذاری
ست.
گوهر
نیز
کمیاب
و
از
چنین
ماهیتی
برخوردار
است،
این
سنگ
گران
بها
که
معطوف
به
جوهره
و
ذات
است
به
اهل
فهم
و به
نوعی
در
انحصار
خواص
و
البته
گوهر
و
گوهرشناس
است
که
بسیار
کمتر
از
زرشناس
هست.
همین
ضرب
المثل
فارسی
فاصله
گذاری
می
کند
بین
زر
(کالای
گران
اما
به
لحاظ
دسترسی
موسع
تر)
و
گوهر
(کالای
نخبه
در
دسترس
نخبگان)
که
از
لحاظ
کمیِّت
در
حداقل
هست
.
حالا
با
این
پیش
فرض
می
توانیم
بگوییم
تولید
زر و
یا
تولید
گوهر
کدام
یک
بهتر
است؟
هرچند
که
در
ماهیت
بین
آن
ها
توفیر
صورت
و
سیرت
بتوان
قایل
شد
اما،
هریک
جایگاه
خود
دارند
و
البته
منزلت
و
مقام
خود.
چنانکه
اگر
در
کار
تاویل
زر
باشی
باید
مخاطبت
زرشناس
باشد
و
مصرف
کننده
ات
زر
دوست
، و
اگر
مخاطبت
گوهر
شناس
باشد
برای
داوری
و
ارزش
گذاری
گوهر
طلب،
باید
در
همان
ردیف
به
چالش
آن
بنشینی.
صورت
یا
سیرت؟
تو
باید
به
اصل
ذات
و
میزان
خالصی
و
ناخالصی
همان
گزاره
و
ردیف
بپردازی
و از
مداخلت
هر
یک
در
دیگری
ممانعت
کنی،
هنر
زرگری
با
همان
هنر،
قابلیت
ارزیابی
دارد
و
هنرِ
گوهری
با
همان
گوهر.
شما
در
زر
می
توانید
از
گوهر
هم
بهره
ببری
؛ و
وزین(ارزش
مند)
ترش
گردانی،
خلاقیت
تو
در
نقوش
و
قالبی
ست
که
برای
آن
ماده
طراحی
خواهی
کرد،
بنابراین
باید
در
ساده
نویسی
و
بغرنج
نویسی
در
هر
دو
هنر
و
بوطیقا(فن)
دستمایه
ات
باشد؛
وگرنه
ول
معطلی!
بنابراین
نه
در
ساده
نویسی
و نه
در
غامض
نویسی
نباید
ساده
نویس
سهل
انگار
و یا
پیچیده
نویس
سهل
انگار
باشی؛
حالا
برخی
با
چیدمان
ساده
ترین
کلمات
شما
را
به
گوهر
نایابی
می
زیبند
و
می
آرایند
که
از
هر
زاویه
و هر
نور
و هر
زمان
زیبایی
حیرت
انگیزی
در
آن
کشف
می
کنید
و
مگر
ذات
هنر
بیان
زیبایی
نیست؟*1
پس
هنر
هنر
است
چه
ساده
، چه
بغرنج.
و
به
یاد
داشته
باشیم
که:
"در
کار
گلاب
و گل
حکم
ازلی
این
بود/
کهاین
شاهد
بازاری
وان
پرده
نشین
باشد."*2
_________
*1
نصرت
رحمانی:
ذات
هنر
بیان
زیبایی
ست
/
*2
حافظ
|