info@piadero.ir   : ارسال اثر                                                 www.piadero.ir                                                      مجله ی ادبی پیاده رو

گردانندگانارسال اثرپرونده های ادبیبررسی کتابادبیات جهاناندیشه و نقدداستانشعرصفحه اصلی

    


 

 

 

 

 

شعرهایی از :

 

مینا حسنی

 

تعبیر یک خوابِ دربسته

 

باور کن قرار بود بیایم

و مبعوث شوم در گودیِ این چشم‌ها

اما

انگار سال‌هاست که دراز به دراز افتاده ام

و دارم از دست می‌روم

روی همین بالشی که تو پَروار کرده‌ای

و شده‌ام شبانِ برّه‌هایی

که با انگشت‌هایت سِحرشان کردی

و برای همیشه به دامِ این خوابِ دربسته انداختی ...

 

اگر در کوهستان های این حوالی

دوباره آواز برّه‌های اردی‌بهشتی پیچید

بدان که

زیرِ سرم بلند شده

بالشت را به باد داده ام

و با عصا و نعلین آن سال‌های خوب

آن سال‌های خواب

به دنبال غاری می گردم

که زیاد هم تاریک نباشد

و بتوانم این بار

در او مبعوث شوم.

 

شعر پیشین مینا حسنی در پیاده رو :

 

 

خسروانی

 

 

وقت و بی‌وقت

زیر و رو کردنِ دل‌شوره‌های شیرین

نه دوای شکّ تو می‌شود

نه مسکّن پریشان‌حالیِ من...

سال‌هاست که هیچ گوسفندی

در هیچ چراگاهی نمی‌چرد

و فرهاد با کمال میل

دست از سر بیستون برداشته است.

 

 

 

كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله ادبي پياده رو مي باشد و برداشت مطالب با ذكر منبع بلامانع است

"پیاده رو فارغ از هر گونه مسائل سیاسی دغدغه اش تنها قدم زدن در جهان متن است"