|
سبک و
شیوه ی تفکر شاعر باید به
گونه ای باشد که تمایلات ذهنی
او دید تازه به جامعه عرضه
کند . و در ارائه ی تصویر ها
و معماری کلام در ساختمان شعر
، مخاطب را به حیرت وادار کند
.
خیال و
جادوی واژه ها در جوهر شعر
اگر به تکوین برسد .
زیباشناسی شعر خلق می شود و
چهره ی دیگری از شعر ایران به
جهان صادر می شود .
رابطه ی
زبان با پدیده های پیرامون ،
شکلی از شعر را برابر شاعر می
نشاند که ارجاعی به درون خود
داشته باشد رجعتی آگاهانه به
سمت اشیا ، او را از واقعیت
زبانی دورمی کند . و زمینه را
برای کشف برخی پدیده ها جهت
ابراز معنا آماده می سازد و
شاعر در این نوع از جست و جو
ها نباید فرم شعر را نادیده
بگیرد .
گره
خوردگی واژه ها ، تخیل و
موسیقی شعر موجب هماهنگی بین
فرم و درونمایه ی شعر می شود
. خلق حادثه در شعر ، عینی
باشد یا ذهنی ناشی از تجربه
های شاعر جهت انتقال مفاهیم
است . تصرف ذهنی شاعر برای
برقراری ارتباط با عناصر و
پدیده ها ی موجود بستگی به
حوزه ی فرهنگی و وسعت دیدگاه
او دارد .
زبان
شاعر به تنهایی زمینه را برای
درک مفاهیم گسترده تر آماده
می کند . این امر در صورتی
محقق می شود که هماهنگی بین
فرم و محتوای شعر وجود داشته
باشد .
عوامل
احساسی اثر گذار در ذهن شاعر
، با انگیزه های بیرونی و
درونی ، واکنش مستقیم شاعر در
ارائه ی شعر است .
این بی کرانگی جاده / که سفید
و مایوس می گذرد /
از امتداد بودن من / تا اکنون
؟ / این انبوه درختان /
که مِه آلود می گذرد / از
گذرگاهی که پایانش /
نه دریاست / و نه / سکونت گاه
انسان
شعر : 4
جلوه های
متنوعی از شور و شوق عاطفی که
در برخورد با اشیا ، از خود
بروز می دهد . دریچه را برای
ترسیم تصویر های بصری باز می
گذارد .
ثبت
زمان و مکان در پای شعر ،
نشان دهنده ی همین تجربه های
دیداری است . این حقیقت در
تضاد با سفر های ذهنی در شعر
شاعر خود را نشان می دهد . و
دارای ظرفیت اندک در خلق
تصویر های ذهنی و تخیلی است .
تصویری
اگر باشد شباهت احتمالی است .
که از امور عاطفی و حسی ،
صادر می شود .
شب / بی
ستاره شد / آینه وار / چشم ها
/ تماشا / تو سنگ انداختی /
من / گریستم
شعر : 2در چنین فضایی کارکرد
کلمه تک بُعدی خواهد بود . و
مصراع ها در شیوه ی معمول به
دور از استعاره و مجاز برای
پُر کردن سطر ها یکی پس از
دیگری می آید .و مانع پیش روی
زبان در زوایای مختلف می شود
.
من باشم
/ کلاغ باشد / درخت تبریزی
باشد / در امتداد این /
روز بی
حوصله / تو ، هم باشی / برف
باشد / رد پا باشد /
خدا باشد
/ ترانه های سرزمین مادریم
باشد / تاریخ باشد
شعر : 5
شاعر
باید در گذر از ظاهر به سمت
باطن و از حقیقت به سمت مجاز
و از تشبیه به سوی استعاره
تلاش گسترده ای از خود بروز
دهد تا ذهن را از ساده نویسی
دور کند .
سرم گیج
می رود / داری مدام / دور سرم
/ چرخ می زنی /
بس است /
پهلو بگیر
شعر : 26
وقتی
شاعر اشیا و پدیده های
پیرامون خود را عنصر غالب در
صورت های مختلف شعر می کند ،
حضور طبیعت در تر کیب های
وصفی و اضافی جلوه های خود را
بیشتر نشان می دهد . نمونه ها
:
خطوط
موازی ، کرامت مسیح ، اعتصاب
زرد ، انسان نا آرام ، حرف
های تلخ ، خواب شیرین، دریچه
های تاریک و آوردن فصل ها از
پائیز تا زمستان ، نشان دهنده
ی تلاش شاعر در ثبت تصویر های
دیدنی ( مرئی ) است . و قصد
ندارد گریزی به آن سوی تصویر
بزند . تا تلاش ذهنی گسترده
ای را از خود به جای بگذارد .
پائیز / شکل / ترانه ی بی
سرزمین است /
زمستان / کول پشتی سفید / بر
پیکره ی زمین /
بهار / سرزمین رویاهای جاوید
است /
تابستان / رنج نامه ی /
گناهان انسان است /
شعر های 11 – 12 -13 – 14
تلاش
شاعر همه آن است که عواطف
انسان را تحت تاثیر شرایط
مجاب کند . هر تلاشی در محور
افقی خیال برای ثبت تصویر های
بصری صورت بگیرد طبیعت خود را
از دست می دهد . و تا همیشه
شاعری متوسط باقی می ماند .
چون نمی خواهد به جهان آرمانی
شعر راه پیدا کند .
اگر
تناسب و هماهنگی بین مصراع ها
باشد در یافت مخاطب از شعر
شکل دیگری پیدا می کند .در
این صورت برحسته ترین نوع
صورت خیالی ( ایماژ ) در شعر
، استعاره های کنایی ( تشخیص
) است . که می تواند زمینه را
برای یک تحول ذهنی آماده کند
.
در روز
های بی فردا / دریای پیر / از
جاودانگی موج ها می گوید .
شعر : 23
عناصر بی
جان وقتی صفات و احساسات
انسانی را می پذیرد ذهن شاعر
را اندکی از مفاهیم معمول دور
می کند . حتی می تواند تازگی
و طراوت زبان امروز شعر را
شکوفا تر از پیش گسترش دهد .
و رابطه های دیگری خلق کند که
دامنه ی نفوذ شعر را با
انتخاب مناسب ترین کلمات و
ترکیبات در موقعیت جدید نشان
دهد .
در
خاطرات باران / ابر تکرار می
شود / در خاطرات جنگل / درخت
/ در خاطرات من / تو تکرار می
شوی
شعر : 20
مفاهیم ذهنی و غیر محسوس در
شعر ، بارزترین عامل شباهت
میان دو سوی تصویر است . چه
در طول شعر پراکنده شوند (
محور عمودی ) و چه در عرض شعر
( محور افقی ) فراتر از این
دو ، اگر تجمع تصویر ها در کل
شعر ( قطعه ) پراکنده شود
نتیجه چیز دیگری خواهد شد .
حتی
برخی کمبود های زبانی به طور
محسوس از بین می رود . و
امکان تعبیر در آن بیشتر می
گردد . و مفاهیم جدید تری از
دریافت های شاعرانه به ذهن
القا می شود . با این کشف
ناگهانی انگیزه ی شاعر برای
سرودن قدرت می گیرد و شکل
درونی شعر دگرگون می شود .
و گرنه
شاعر در همان سطحی می ماند که
ضد غایت شعر است . چون حرکت
هماهنگ برای بیان مقصود شکل
نگرفته است .
قدرت
شعر در انتقال آن به مخاطب
نهفته است . اگر رابطه ها
دقیق، عمیق و چند بُعدی شود .
صدا و ریتم کلمات به درستی
عرضه گردد . و هماهنگی در
اجرای کلمات وجود داشته باشد
. می توان امید داشت که یک
مجموعه شعر جای خود را در
قفسه پیدا کند .
تو در
امتداد تو / از من عبور می
کنی / ابر های بهاری /
باران را
/ صاعقه می زنند
شعر : 20
تنها تر
از تنها یی/ در انتظار ترانه
ای برای بودن /
هنوز
زندگی در تکاپو است
شعر : 19
همیشه
خاطرات / نظم هندسی ذهن را /
به هم می زنند /
بعد کمی
سکوت / حالا بیا فصل را عوض
کنیم
شعر : 16
شاعری که در آستانه ی آفرینش
شعر به دنبال تنوع موضوعی
باشد . نقش کلمات و ترکیبات
در اثر او از جوهر شعر بی
بهره می ماند .
هر اثر
هنری مجموعه ای از تخیل ،
زبان و کیفیت بیان جهت ثبت
وقایع اطراف است . شعر اما
رستاخیز واژگان و معماری کلام
است که فراتر از تثبیت وقایع
به دنبال توسع زبانی است . و
فراتر از معانی در پی درک
روابط درونی در ساختمان شعر
برای برجسته کردن نماد و
نشانه ها در فرم شعر است .
تیر ماه 1388 - خورشیدی
|