|
ویرگول
ها
به
کنار
؛
آمدنم
آمده
تو
ببیند
انتشارات
داستان
سرا
1388
روزی
که
خواستن
را
سخت
می
خواستی
و
روزی
که
من
خواستم
کنار
می
خواهم
جان
بدهم
شعر
: 1
در
همین
دو
سطر
آغازین
شاهد
یک
حرکت
شاعرانه
هستیم
. "
واج
آرایی
"
نقطه
ی
کلیدی
سطر
ها ،
واج
های
( خ
، س
، ت
، ن
) به
صورت
پیوسته
کنار
هم
بنویسیم
.
نصیب
شاعر
"
خَستن
" می
شود
.
یعنی
زخمی
شدن
،
زخم
از
خواستن
و
خواستنی
سخت
تا
جان
دادن
،
در
بافت
پیوسته
و
عمودی
شعر
نیز
با
همین
معنی
روبه
رو
هستیم
.
خون
این
روز
بر
گردن
من
قطره
قطره
ببین
!
حالا
که
کارد
از
دستم
می
افتد
رگ
های
پاره
اَم
حروف
را
می
مکند
شعر
: 1
زبان
زبان
اشاره
نیست
که
با
دلالت
های
آن
بتوانیم
خلوت
خود
را
پُر
کنیم
. بی
معنایی
شعر
دو
نیز
ناشی
از
چنین
تحولی
است
.
اما
در
این
نوع
شعر
پیام
شاعرانه
را
با
عبارت
های
بی
معنی
معنا
نکنیم
.
در
این
دفتر
با
نوعی
از
شعر
روبه
رو
هستیم
که
می
تواند
با
ساخت
گرایی
در
زبان
تحلیل
شود
و با
برخوردی
از
نوع
روایت
تاریخی
تفسیر
گردد
.
ثبت
اتفاق
های
افتاده
در
تاریخ
خیلی
پُر
رنگ
برابر
مخاطب
قرار
داده
شده
است
. از
سیر
و
سفر
ناصر
خسرو
تا
طب
ابن
سینا
، از
افشین
تاریخ
بیهقی
تا
بردار
شدن
حسنک
،
زمینه
را
برای
نوعی
روایت
و
گریز
از
روزمرگی
آماده
می
کند
. که
حاصل
شاعر
از
ضرب
زندگی
است
.
در
چند
شعردیگر
با
ارجاعات
بیشتری
از
این
دست
که
در
خارج
از
متن
به
حاشیه
رفته
اَند
برخوردی
از
نوع
نزدیک
داشته
ایم
.
ارجاعی
که
زمینه
را
برای
درک
و
دریافت
شعر
برای
مخاطبان
خود
فراهم
کرده
است
.
برای
آفاق
نیز
از
کودکی
تا
بیست
سالگی
،
دوران
بلوغ
فکری
اتفاق
بسیاری
حادث
می
شود
به
گونه
ای
که
بحران
آن
را
در
سی
سالگی
با
لفظ
و
معنای
در
هم
تنیده
و
کلمه
به
کلمه
برای
ساخت
زمینه
ی
فکری
در
شعر
تضمین
می
کند
.
ثبت
وقایع
تاریخی
با
لحن
طبیعی
و
نزدیک
به
گفتار
، آن
هم
به
شکل
نمادین
و
چند
معنایی
زیبا
ترین
نوع
بیان
در
گزارش
رویداد
است
.
از
متن
بیهقی
با
تو
اَم
آمده
ام
اکنون
چه
کسی
بار
خدایی
کند
و
بودلَف
را
بر
من
ببخشد
القصه
آفاق
!
بیرون
ِ
خانه
نشسته
ای
بر
خاک
حسنک
بردار
و
قصه
تمام
شعر
: 2
شاعر
ذهن
خود
را
درگیر
اسطوره
،
تلمیح
و
حکایت
در
برخی
شعر
ها
می
کند
و با
در
نظر
داشتن
اصل
،
زمینه
را
برای
تدارک
معنای
ثانوی
در
شعر
فراهم
می
سازد
تا
آگاهانه
یک
فضای
ادبی
جدید
برای
مخاطبان
خود
خلق
کند
.
تنم
سوزن
سوزن
که
می
شود
خیاطی
که
منم
کدام
سلطان
به
چشم
دیده
جامه
ا َش
آن
هم
در
ملآ
عام
ما
فقط
همین
می
خواهیم
برف
راه
خانه
اَش
را
گم
نکند
شعر
: 7
هم
پیوندی
آوایی
به
عنوان
اجزای
سازنده
ی
شعر
موجب
پیوستگی
در
همانندی
برای
اجرای
معنا
در
طول
شعر
شده
است
. هر
دگرگونی
یا
تحول
آوایی
زمینه
را
برای
دگر
اندیشیدن
معنا
در
شعرآماده
می
کند
.
ویرگول
ها
به
کنار
خیس
خیس
از
مرگ
به
متن
آمده
ام
شعر
: 8
بخشی
از
درون
شاعر
از
حاشیه
به
متن
آمده
است
.
خوانده
ها و
شنیده
ها
به
حاشیه
رفته
اند
، آن
گاه
دریافت
های
شاعر
وارد
متن
شده
اند
. در
این
رفت
و
آمد
های
آگاهانه
از "
تاریخ
بیهقی
تا
رساله
ی
قشیریه
" چه
چیزی
را
را
آفاق
درون
متن
مستقر
کرده
است
؟
بارور
کردن
تاریخ
در
درون
،
چه
عاملی
موجب
می
شود
تا
آن
چه
در
پیرامون
شاعر
می
گذرد
بی
تفاوت
نباشد
؟ و
با
صراحت
آن
را
بیان
کند
. در
برابر
امروزی
کردن
زبان
بیهقی
،
باید
کلمات
و
ترکیب
های
این
گونه
در
مصراع
راه
پیداکند
.
سلول
های
سگ
را
می
جوم
سلول
های
گرگ
را
می
جوم
-
اینم
از
شاه
پسرت
،
خاک
تو
سر ،
-
رفیق
ممل
تریاکی
شده
شعر
: 28
-
وایتکس
می
شویم
آدامس
می
روم
کوچه
می
جوم
شعر
: 33
و
نمونه
های
دیگر
که
از
عوارض
پُست
مدرن
می
تواند
باشد
.شاید
نوعی
سبک
شناسی
بیان
از
نوع
جدید
باشد
. با
همه
ی
مخالفتی
که
با
ساده
نویسی
در
شعر
دارم
.
اما
به
اصالت
محتوای
برخی
واژگان
و
ترکیبات
که
در
شعر
ساده
به
کار
می
رود
.احترام
می
گذارم
برای
آن
شاعری
که
نیت
آن
را
دارد
تا
خواننده
ی
خود
را
به
دنیا
درون
بکشاند
.
کمال
هنر
هم
در
وحدت
بیان
شاعر
نهفته
است
وحدتی
که
شگرد
برخورد
با
متن
را
به
مخاطبان
غیر
حرفه
ای
شعر
بیاموزد
.
این
نوع
از
جستجو
ها ،
ذهن
و
زبان
شاعر
را
متحرک
و
پویا
می
کند
.
پس
می
زنم
حرف
های
دیروز
راه
هموار
می
شود
بر
می
گردانم
روز
را
از
تقویم
مبتلا
به
آلرژی
و
روز
می
زنم
به
نام
قرار
ملاقات
و
راه
رفته
را
بر
می
گردم
شعر
: 10
درک
واقعیت
از
شرایط
به
شاعر
کمک
می
کند
تا
در
خلق
رابطه
بین
تصویر
های
عینی
و
ذهنی
موفق
عمل
کند
.تفسیر
این
حرف
بستگی
به
نوع
نگاه
شاعر
به
اشیا
و
پدیده
ها
دارد
.
خلق
جهان
جدید
با
زبان
که
سهم
بزرگی
در
گستره
ی
خیال
داشته
باشد
.
اگر
چه
در
برخی
شعر
ها
قلمرو
تخیل
کم
رنگ
در
میان
سطر
ها
آمده
است
اما
زمینه
ی
تحول
برای
خلق
موقعیت
تازه
وجود
دارد
.
با
پائیز
اول
اسم
تو
بود
که
رها
شد
زیر
باران
این
چنین
تند
و
یکریز
کجا
می
روی
شعر
: 18
مصراع
پایانی
با
پرسش
آغاز
می
شود
؟
کلیدی
برای
گشایش
حرف
های
نگفته
که
در
حیطه
ی
تفکر
شاعر
نشسته
است
. و
به
او
قدرت
می
دهد
تا
در
دل
اشیا
نفوذ
کند
. در
حاشیه
ی
تفکر
دیگری
نشستن
یا
باب
گفتگو
را
با
خود
باز
کردن
از
دو
منظر
قابل
بر
رسی
است
. (
روایی
یا
گفتاری
)
خیابان
صد و
پانزده
تاکسی
توقف
کرد
خانه
ها
را
شمارش
معکوس
می
شمارم
می
خواهم
به
تنها
ترین
خانه
ی
این
شهر
به
تنها
ترین
فصل
این
گلسار
برسم
شعر
: 17
شاعر
زبان
خود
را
تحریک
می
کند
تا
اندیشه
اش
را
بروز
دهد
.
مثل
باران
تند
و
یکریز
به
طرح
نکاتی
بپردازد
که
واقعیت
روز
مره
ی او
را
پهلو
بزند
. و
یا
آن
را
در
پرانتز
بگذارد
با
این
چند
کلمه
آمدم
حرف
،
واج
،
پرانتز
همین
جا
باز
کبود
را
پیراهنی
بنویس
رفتنم
می
رود
که
بنویسد
شعر
: 21
بازی
های
زبانی
در
محور
هم
نشینی
کلمات
و
تصرف
در
ساخت
نحوی
زبان
دو
رویکرد
عمده
ی
شعر
آفاق
شوهانی
است
. که
مخاطب
را
دعوت
می
کند
تا
به
بُعدی
از
ابعاد
دیگر
شعر
او
که
در
این
مجموعه
کم
نیستند
بپردازد
.
بر
می
گردم
از
متن
به
خیابان
کلاغ
به
کلاغ
و
خیابان
طعم
شما
دارد
گرفته
می
مانم
به
راهی
که
می
گفتی
شعر
: 42
درک
اضطرار
و
اتفاق
برای
تداوم
حرکت
در
زندگی
هنری
و
برای
کسب
تجربه
،
نیاز
به
شناخت
راز
هایی
داریم
که
در
مسیر
راه
وجود
دارد
. و
گاهی
از
درک
آن
ناتوانیم
!
کلمات
را
پس
زدی
بر
زمینه
، بر
متن
و "
ما "
را
دیدیم
بر
سفیدی
صفحه
در
آغوش
هم
نقطه
ها :
مات
ویرگول
ها :
خاموش
و
ماه
:
روشن
شعر
: 45
این
مجموعه
با
پنجاه
و سه
شعر
و
شصت
و
هفت
صفحه
نوعی
از
زاویه
ی
دید
آفاق
شوهانی
است
. که
در
کشف
ریشه
ها
تلاش
ذهنی
و
زبانی
خود
را
به
کار
گرفته
است
. تا
ما
را
از
بیرون
به
درون
متن
بخواند
و
مناظر
دیدنی
و
ندیدنی
او
را
به
تماشا
بنشینیم
و
داوری
کنیم
.
سهم
من
در
خوانش
این
مجموعه
،
این
گونه
که
دیدم
. .
.
آذر
ماه
-
1388
|