شعری از :
محمود معتقدی
از پرچم استخوان هایت/ پنجره ای می روید/ مثل هزار کودک تبعید ی ام ! 1 خانم ها / آ قایا ن ! به سمت دروغ های تازه خوش آمدید لطفا گذری به شبیه قاب های با د و / آینه / اینک با زیگران به صحنه اند و / فنجانی واژ گون از لبان تو / د ور و / د ور تر می شود 2 کوتاه نمی آ ییم تندیس مرگی عاشقانه و نامی که از سرزمین های تو جوشد چه می گویی ؟ چراغ جغرافیا و / زنی که از سمت خا ک های تو بر می گردد 3 بنویس حلقه های پنجم و / شانه های برادرت بنویس گوزن های گمشده و / تبسمی که از بوی تو بر می خیزد مثل ماه آ تشناک و/ زخم نیلوفری بر یاد نه / چیزی نمی دانم نگاه کن پیراهن تشنه خاورا ن و / تابستا نی که از جمعه دست های تو می خوا ند خاطره شهریوری به عاشقی با خوا هران در کوچه ات با تو / بزرگ و / بزرگ تر می شویم سطری به ساعت خستگی و / سفری به واژه ها ی بریده ات بر این دقیقه های خفته چرا کسی ستاره ای نمی چیند فانوس تیغه های دریایی ام ! مرا ببخش پرنده شاید / عبور چشم های تو بود منحنی کلمات و پروازی به دوشنبه های سوزانت از پرچم استخوان هایت / پنجره ای می روید مثل هزار کودک تبعیدی ام !
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله ادبي پياده رو مي باشد و برداشت مطالب با ذكر منبع بلامانع است
"پیاده رو فارغ از هر گونه مسائل سیاسی دغدغه اش تنها قدم زدن در جهان متن است"