شعری از :
مینو نصرت
سردم شده
کنار تلفن دراز می شوم
گوشها زنگ می زنند
گوشی را بر میدارم
خطوط منحنی
موازی اند
زنی از زمستان اندام ام بر می خیزد
خاک را تا گلوی بذر ها بالا می کشد
و آهسته
گهواره ام را تکان می دهد
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله ادبي پياده رو مي باشد و برداشت مطالب با ذكر منبع بلامانع است
"پیاده رو فارغ از هر گونه مسائل سیاسی دغدغه اش تنها قدم زدن در جهان متن است"