info@piadero.ir   : ارسال اثر                                                 www.piadero.ir                                                      مجله ی ادبی پیاده رو

گردانندگانارسال اثرپرونده های ادبیبررسی کتابادبیات جهاناندیشه و نقدداستانشعرصفحه اصلی

    


 

 

 

 

شعرهایی از :

 

رباب محب

 

 

 

شش‌ پاره‌


1

نوشداروهایِ بعد از مرگِ سهراب
خوره‌های سررا وسواس می‌کنند


درسکوت‌هایِ پسِ سکوت
خم شده زنی
رویِ کوله‌بارِ چشم‌هایش



2

کبودِ آبیِ بنفش
نقشِ حباب‌هایِ غروب رویِ پوست
کتانِ پیراهنت،
خانه‌ای بر آب

اندوهِ کنه را انبوه می‌کند
در پیله.



3

در سکوت پیله‌ها
حباب‌ها سنگین‌اند.

به آیینِ باد و بوران
خم می‌شوی
بدنویسی‌ها
مردمک‌هایت را تنگ می‌کنند



4

کَنه‌ها
دردی دارند
انبوه
در پیله‌هایِ من.

کهنه‌ها
در تارهایِ کتانِ تنم
تک یاخته‌هایِ نخستین‌اند
بو می‌کشند
درزهایِ پیراهنم.
 



5

فرشته‌ای
دو بالِ شکسته بر دوش می‌برد
تو اسبت را بران
پیاده کردنِ سوارکار
کارِ من نیست
من در دست‌هایِ پیرِ شعرم
آینه را محدود کرده‌ام.


در کمینِ خودم
با یادِ خال‌ها و خلخال‌هایِ مادرم.



6

تنم و سه نقطه.
سه نقطه
جائی از تنم
منم
بکارتِ زخمیِ خیالِ تو
خیره بر نقطه‌نقطه‌هایت
پشتِ بال‌بالِ مردمک‌هایت

: دهان خودش را خالی می‌کند:
نقطه بی نقطه!

 

 

 

كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله ادبي پياده رو مي باشد و برداشت مطالب با ذكر منبع بلامانع است

"پیاده رو فارغ از هر گونه مسائل سیاسی دغدغه اش تنها قدم زدن در جهان متن است"