|
خیابان بی دختر بود و
انبوه دختران
لاغر
رنجور
از
نسلی
که
در
خیابان
بر
خشت
خام
جلوس
فرمود
هر
یک
خانمی
شده
اند
نمی دانم جانب همدلی
را
بگیرم
یا راهم را بگیرم و
بروم
سمتی که دختران می
آیند
می آیند همیشه سمت
مقابل
من
است
کسی مرا نمی بیند
و من شما را می بینم
و
مشکل
می
توان
شریکی
انتخاب
کرد
اصلا چه اسراری است
کسی
را
در
تنهایی
خود
شریک
کنیم؟
-
بقای
نسل
-
بقای
اصلح
-
موافقم
این
یکی
کمی
قانعم
کرد
شاید
فردا
روز
دیگری
است
|