شعری از ایرج زبردست
هشتم مهر ماه ١٣٩۵ | معرفی کتاب | ایرج زبردست شعری از ایرج زبردست
شعری از از مجموعه تازه ایرج زبردست با نام " سرهای بریده ی بادبادک " - نشر نیماژ - مهر ماه ١٣٩۵
...

ادامه ...
سه شعر از گزیده اشعار سهراب رحیمی به سوئدی
ترجمه آزیتا قهرمان
هفتم مهر ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | سهراب رحیمی سه شعر از گزیده اشعار سهراب رحیمی به سوئدی
ترجمه آزیتا قهرمان
نامم را به پسرم بخشیدم
جسمم را به همسرم
روحم را به پزشک روانشناس
اعضای تنم را به دکتر جراح ...

ادامه ...
شعرهایی از ﻓﺮاﻣﺮﺯ ﺳﻪﺩﻫﻲ
هفتم مهر ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | ﻓﺮاﻣﺮﺯ ﺳﻪﺩﻫﻲ شعرهایی از ﻓﺮاﻣﺮﺯ ﺳﻪﺩﻫﻲ
یک روز
نوک مژگان ﻣﻲشوی
تیرم ﻣﻲزنی چند یک روز
دردم ﻣﻲشود بسیار
بر هم ﻧﻤﻲشود ﭘﻠﻚهایم از درد ﻣﻲدردم
روز ﻣﻲدردم از درد شب ﻣﻲدردم ...

ادامه ...
شعرهایی از شجاع گل ملایری
هفتم مهر ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | شجاع گل ملایری شعرهایی از شجاع گل ملایری
با تولد در کتاب اول بود
با پنجِ عصر
کمی کشور بود ...

ادامه ...
داستانی از خاطره محمدی
هفتم مهر ماه ١٣٩۵ | داستان | خاطره محمدی داستانی از خاطره محمدی
از آسمان آتش می بارید.فکر می کرد مردم خوش بحالشان است با خانواده ناهار را خورده اند و الان آرام زیر باد کولر خانه هایشان توی چرت بعد ازظهری هستند.همه جا سوت و کور بود.سارا همینکه از خم کوچه گذشت واز دور شاخ و برگ بید حیاط خانه ی پدریش را ...

ادامه ...
شعری از ساناز داودزاده فر
هفتم مهر ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | ساناز داودزاده فر شعری از ساناز داودزاده فر
باستان شناس شده ای
تاریخ فسیل شدن سلولهای مغزم
خبرش مال تو
وجودم را حفاری کردی ...

ادامه ...
شعری از محمود حسینی
هفتم مهر ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | محمود حسینی شعری از محمود حسینی
باید به چیزی فکر کنم / به کسی
همچنان که ممکن است کسی به من فکر کند
ممکن است ژنرالی به من
و ستاره هایش همزمان فکر کند ...

ادامه ...
شعری از مریم اسحاقی
هفتم مهر ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | مریم اسحاقی شعری از مریم اسحاقی
خروسخوان چندم بود
توی کدام شعر نشسته بودیم
که شغال زوزه کشید
و با زﺧﻢهای ﺷﻌﻠﻪور گریختیم
...

ادامه ...
داستانی از مهناز رضائی
هفتم مهر ماه ١٣٩۵ | داستان | مهناز رضائی داستانی از مهناز رضائی
باید دل می‌کَندم، عزیز. راه دیگری برایم نمانده بود ... اینجا دارد یک نمِ بارانی می‌زند روی خاکیِ سر بالایی. آب، خاکِ راه را به خود می‌گیرد، گِل می‌شود و پایین می‌سُرد. کاشکی در روح من هم باران می‌گرفت و این همه دلواپسی را می‌شست و می‌برد. هر چه از تو دورتر می‌شوم، حالم بدتر می‌شود ... هیچ وقت از خودت پرسیده‌ای چرا هیچ جای خانه ...

ادامه ...
شعری از رضا روشنی
هفتم مهر ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | رضا روشنی شعری از رضا روشنی
برگردان!
پشت سرت باد ایستاده
ومن که دارم
به خودم شلیک می کنم ...

ادامه ...
شعری از نبی شهبازی
هفتم مهر ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | نبی شهبازی شعری از نبی شهبازی
و تو را آه می کنم
اگر ذره ای از حماقت اَت را بر زمین بگذاری
از لجن ِ مرگبار پیوسته در هوات
از اکسیژن کم رمق
و خوب است بدانی ...

ادامه ...
شعری از بهنام بیگی
هفتم مهر ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | بهنام بیگی شعری از بهنام بیگی
ﺗﻜﻪهایی از این دست را روی دفتر ﻣﻲبرم
و خیال را که چیزهای عجیبی در سر دارد
لمس ﻣﻲکنم ...

ادامه ...
داستانی از شهلا شیخی
هفتم مهر ماه ١٣٩۵ | داستان | شهلا شیخی داستانی از شهلا شیخی
شهرزاد نویسنده‌ی داستان‌های عاشقانه است. خبرها را سرهنگ برایش می‌آورد. موضوع‌ها آنقدر واقعی‌اند که انگار وقایع را می‌بیند و در باره‌اشان می‌نویسد. او معتقد است آن‌ها هم به نوعی داستان‌های عاشقانه‌اند. سرهنگ به شوخی بهش می‌گوید آگاتا کریستی‌‌؛ به خودش هم لقب آلن‌پو داده است. زمانی که با هم‌اند یکدیگر را آگا و آلن صدا می‌‌کنند‌ ...

ادامه ...
دومین شماره نشریه الکترونیکی " کوه ران "
پنجم مهر ماه ١٣٩۵ | نشر الکترونیکی | پیاده رو دومین شماره نشریه الکترونیکی
دومین شماره نشریه الکترونیکی " کوه ران " با همکاری "مجله ادبی پیاده رو" و شامل آثاری از حمید عرفان ، رضا چایچی ، پروین سلاجقه ، اکبر اکسیر ، بهزاد خواجات ، رزا جمالی ، مازیار نیستانی و ... در این پست منتشر شده و قابل دانلود است ...

ادامه ...
شعرهایی از بهزاد خواجات
بیست و پنجم شهریور ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | بهزاد خواجات شعرهایی از بهزاد خواجات
Kami H اسم کاربری اش بود
در حالی که هیچ کاری نداشت .
درحین ثبت نام فهمید
قبلن اسم کاملش را برده اند ...

ادامه ...
شعری از رضا چاﻳﭽﻲ
بیست و پنجم شهریور ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | رضا چاﻳﭽﻲ شعری از رضا چاﻳﭽﻲ
سر به گریبان و معصوم
از کنار دیوار ﻣﻲگذرد
ساﻳﻪاش ﻟﺤﻆﻪاﻱ ﻣﻲافتد ...

ادامه ...
شعرهایی از ری را عباسی
بیست و پنجم شهریور ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | ری را عباسی شعرهایی از ری را عباسی
سال ها به سایه ام سلام کردم
و مردنی تر به استبداد جواب دادم
مثل دو سَر با یک روسری ...

ادامه ...
شعری از ﻋﻠﻲﺭﺿﺎ ﻧﻮﺭﻱ
بیست و پنجم شهریور ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | ﻋﻠﻲﺭﺿﺎ ﻧﻮﺭﻱ شعری از ﻋﻠﻲﺭﺿﺎ ﻧﻮﺭﻱ
بعد از قلب زنی بالای سی سال
سه جا ﻣﻲشود زندگی کرد
درون سنگ
آدم ﻣﻲتواند جل و پلاسش را جمع کند
برود داخل سنگی ...

ادامه ...
شعری از وحید پورزارع
بیست و پنجم شهریور ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | وحید پورزارع شعری از وحید پورزارع
چنان دکمه ای چسبیده به سینه
چنان هویجی که برف را آدم می کند
چنان بگو سلام که سرما بخورد صدات
همانم ...

ادامه ...
افشاگر پلشتی های "رویای آمریکایی" را بکشید!
امیرحسین بریمانی
بیست و پنجم شهریور ماه ١٣٩۵ | بررسی کتاب | امیرحسین بریمانی افشاگر پلشتی های
پیش از بررسی محتوای دو اثر هوراس مک کوی یعنی "آن ها به اسب ها شلیک می کنند" و "کفن جیب ندارد"، کمی به زندگینامه او خواهیم پرداخت تا انگیزش روانی مک کوی برای طغیان علیه آمریکا را بیابیم. هوراس مک کوی در سال ١٨٩٧ در تنسی بدنیا آمد و ١٩۵۵ در کالیفرنیا چشم از جهان فروبست. او در یک خانواده ایرلندی-آمریکایی فقیر زاده شد ...

ادامه ...
شعری از فرهاد کریمی
بیست و پنجم شهریور ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | فرهاد کریمی شعری از فرهاد کریمی
اینجا اطراف این دیوار
ساعتی دیوانه خوابیده است!
تنها منم که عاشق مانده­ ام
لای بتُن­ ها و آجرها ...

ادامه ...
داستانی از سوسن عابدین
بیست و پنجم شهریور ماه ١٣٩۵ | داستان | سوسن عابدین داستانی از سوسن عابدین
مقابل دکه ی روزنامه فروشی نگاهم به عنوان یکی از روزنامه ها می افتد . « ایران تعطیل شد» . با عجله روزنامه را می خرم و درحالیکه در پیاده روقدم می زنم می خواهم بدانم علت تعطیلی روزنامه ی ایران چیست که عناوین دیگر ذهنم را درگیر می کند . « جنگ در ...مذاکره ی ...تورم ....عروسی جوان خودش را به آتش .....درحالیکه نفسم و دلم هر دو باهم می گیرند روزنامه را می بندم ...

ادامه ...
شعری از نیلوفر شاطری
بیست و پنجم شهریور ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | نیلوفر شاطری شعری از نیلوفر شاطری
ﻧﺸﺴﺘﻪای برای ﺳﻴﻢهای خاردار
قصه ﻣﻲگویی
و توی سرت یکی رگبار گرفته
که کبوترها خبرهای بدی ...

ادامه ...
شعری از مسیح رنجبر
بیست و پنجم شهریور ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | مسیح رنجبر شعری از مسیح رنجبر
وقتی ساکت است
فریاد چیز دﻳﮕﺮﻱست از پشتِ شیشه
بچرخی دور ﺗﭙﻪهایِ ﮔﻞآلود
ﭘﺮﻩهای دماغت بلرزد ...

ادامه ...
نخستین شماره نشریه الکترونیکی " کوه ران "
بیست و چهارم شهریور ماه ١٣٩۵ | نشر الکترونیکی | پیاده رو نخستین شماره نشریه الکترونیکی
نخستین شماره نشریه الکترونیکی " کوه ران " با همکاری مجله ادبی پیاده رو در این پست منتشر شده و قابل دانلود است ...

ادامه ...
نوکرتم، چاکرتم؛ زبان تواضع یا زبان بردگی؟
کاظم هاشمی
یازدهم شهریور ماه ١٣٩۵ | اندیشه و نقد | کاظم هاشمی  نوکرتم، چاکرتم؛ زبان تواضع یا زبان بردگی؟
کاظم هاشمی
زبان بردگی زبانی است که در آن از کلمات و عباراتی استفاده می شود که نشانگر خوی بردگی است. به عبارتی گوینده خود را بردۀ مخاطب می نامد. زبان بردگی زبان از پایین به بالاست. در یک سوی آن ارباب و در سوی دیگرش برده قرار دارد. زبان بردگی زبان قدرت است یعنی قدرت، زبان را تعیین می کند ...

ادامه ...
شعری از ویلیام شکسپیر به پارسی و کردی
ترجمه : زانکو یاری
یازدهم شهریور ماه ١٣٩۵ | ادبیات جهان | زانکو یاری شعری از ویلیام شکسپیر به پارسی و کردی 
ترجمه : زانکو یاری
چشمان معشوقۀ من نیست همچون آفتاب؛
لبهایش به سرخی مرجان ها نیست؛
سینه ها خاکستری اما نه چون برف سفید؛
گیسوانش به سیاهی تارهای کبود. ...

ادامه ...
شعری از ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ
دهم شهریور ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ شعری از ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ
همیشه ترس من از سکوت
گذشتن از فضاهایی است که در هم فرو می روند
آویزان از دیوار
عبور این همه صدای به تنهایی ...

ادامه ...
شعری از وحید علیزاده رزازی
دهم شهریور ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | وحید علیزاده رزازی شعری از وحید علیزاده رزازی
خاصه وقت انحنای عمر
خاصه می‌بینی دود
می‌کند در تأنی چشمان‌ات
ابرها همه می‌فهمند خیسی تابوت‌ات را
و مشفقانه چکه‌هایت را برمی‌داری ...

ادامه ...
کسی نمی‎تواند چیز زیادی از شعر زبانی بداند!
با نگاهی به اشعار آتفه چهارمحالیان و شوکا حسینی
امیرحسین بریمانی
دهم شهریور ماه ١٣٩۵ | بررسی کتاب | امیرحسین بریمانی کسی نمی‎تواند چیز زیادی از شعر زبانی بداند!
با نگاهی به اشعار آتفه چهارمحالیان و شوکا حسینی
امیرحسین بریمانی
در این یادداشت، شعر قبل از هفتاد را شعری روایی (به‎کمکِ انواع مختلفِ آن) در نظر گرفته‎ایم.
شعری که روایت نداشته باشد، چه می‎تواند باشد؟ سوال را برای تفهیم بیشتر، چندباری با خود تکرار می‎کنیم: شعری که روایت نداشته باشد، اندیشه (مضمون) را جایگزین کرده است؟ شعری که روایت نداشته باشد، عناصر اندیشه را چگونه پیاده می‎سازد ...

ادامه ...
داستانی از سمیه کاظمی حسنوند
دهم شهریور ماه ١٣٩۵ | داستان | سمیه کاظمی حسنوند داستانی از سمیه کاظمی حسنوند
توی باغچه ی خزان زده یک گوشه روی تخته سنگی آفتاب می گیرم. آفتابش سست و کرخت است، زرد کمرنگ نباتی. تا می آید جانی بگیرد یک مشت ابر قلچماق می ریزند جلویش و شلوغ بازی درمی آورند. درخت های آلو و زردآلو و سیب، اسکلت های قهوه ای عمود بر زمین زیر باران یک ریز و مداوم دیشب قهوه ای تر به چشم می آمدند ...

ادامه ...
شعرهایی از علی فردوسی
دهم شهریور ماه ١٣٩۵ | غزل معاصر ایران | علی فردوسی شعرهایی از علی فردوسی
هرچه ضرب کرد و جمع کرد دید آخرش نمی شود
باز پول کم می آورد، قرص همسرش نمی شود
همسرش که با نداری اش ساخت، گرچه مثل شمع سوخت
آب شد، نه... اشک شمع هم دیده ی ترش نمی شود ...

ادامه ...
شعری از حنظله ربانی
دهم شهریور ماه ١٣٩۵ | غزل معاصر ایران | حنظله ربانی شعری از حنظله ربانی
رفتی و پاییزی ترین ایّام حاصل شد
وحشی ترین امواج دریا سهم ساحل شد
زیبایی تصویر ها را با خودت بردی
زیبای من ! تصویر ها بعد از تو باطل شد ...

ادامه ...
شعری از نیکو آسترکی
دهم شهریور ماه ١٣٩۵ | غزل معاصر ایران | نیکو آسترکی شعری از نیکو آسترکی
نیستی قلب از تپش هم می شود بیکار باز
کاش می شد آن لبانت زهر و من بیمار باز
جای خون تیغ است امشب تویِ جریانِ رگم
التماسِ چشمِ من، از چشمِ تو انکار باز ...

ادامه ...
شعری از آزاده فراهانی
چهارم شهریور ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | آزاده فراهانی شعری از آزاده فراهانی
از آن ایوان شروع شد
ﺁﻥجا که گل از خارم مدام ﻣﻲرویید
تا گیسوی سرسپرﺩﻩام به «صبا»
در صبحاﻧﻪهای قهوه و مسواک
و ﻗﺪﻡهای باد عصر ...

ادامه ...
شعری از آناهیتا رضائی
چهارم شهریور ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | آناهیتا رضائی شعری از آناهیتا رضائی
اتاق تاریک باشد
کنار پنجره باز
پرده هر از گاه تکان بخورد با بوی خیابان
من رفته باشم تا گردن تو
در ﺣﻔﺮﻩی پرخون گردنت که تیزی چاقو ...

ادامه ...
شعری از رضا شالبافان
چهارم شهریور ماه ١٣٩۵ | غزل معاصر ایران | رضا شالبافان شعری از رضا شالبافان
می شود یک نفر از دستِ نگاهت در خواب
یک شبه قدرِتمامیِ زمین پیر شود
ولی آن فرد محال است بشر باشد و بعد
بتواند کمی از دیدنِ تو سیر شود
...

ادامه ...
شعرهایی از آتیلا ژوزف
ترجمه آزیتا قهرمان
سی ام مرداد ماه ١٣٩۵ | ادبیات جهان | آزیتا قهرمان شعرهایی از آتیلا ژوزف
ترجمه آزیتا قهرمان
آتیلا ژوزف متولد ١٩٠۵ یکی از بزرگ ترین شاعران مجارستان است .دوران کودکی اش در بحبوحه جنگ ؛ از هم پاشی خانواده و تنگدستی و آوارگی به سختی گذشت .او تحصیلاتش را بعدها در سوربن و وین ادامه داد اما به خاطر لحن عصیانگر و نوع نگاهش به زندگی و انتقاد از جامعه ای که در زندگی میکرد از کار تدریس برکنار و محکوم به انزوا شد . آتیلا ژوزف با روحی عصیانگر و زبانی پر شور و سرشار از بدعت های تازه همیشه شیفته و ستایشگر آزادی وعدالت و ...

ادامه ...
نگاهی به "کلاغباز حرفه ای شده ام" احسان بَراهیمی
عبدالعلی دستغیب
سی ام مرداد ماه ١٣٩۵ | اندیشه و نقد | عبدالعلی دستغیب نگاهی به
عنوان کتاب، خواننده را به یاد دفتر شعر فلاح "دارم کلاغ می شوم" می اندازد و تازه خوانش متن نشان می دهد که "کلاغ" احسان براهیمی کلاغ کلاغ هم نیست و گاهی کبوتری است که "بق بقو" می کند!
در زیر لایه متن "کلاغباز حرفه ای شده ام" روایت عشقی ناکامیاب و محزون به دیده می آید که ...

ادامه ...