شعرهایی از کنستانتین کاوافی
ترجمه حسین خلیلی
بیست و چهارم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | ادبیات جهان | کنستانتین کاوافی شعرهایی از کنستانتین کاوافی
ترجمه حسین خلیلی
به شکوه تختی که بران آرمیدیم
به لذتی که با بدن‌هامان چشیدیم .
پژواک ِ روزهای هوس آلودی بسویم می‌سُرَد ...

ادامه ...
«نشانه ها ونمادها» / ولادیمیر ناباکوف
ترجمه: نیلوفر نوری
بیست و چهارم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | نگاه اول | ولادیمیر ناباکوف «نشانه ها ونمادها» / ولادیمیر ناباکوف
ترجمه: نیلوفر نوری
در طول این سال ها چهارمین باری بود که با این مشکل مواجه می شدند که چه هدیه ی تولدی برای پسری که به طور علاج‌ناپذیری روان پریش بود،بخرند. خودش هیچ خواسته ای نداشت. اشیای ساخت دست بشر به چشم او یا لانه ی نیروهای شوم و پرتکاپوی اهریمنی بودند که تنها او قادر به درکشان بود و یا لوازم تسلی‌ بخش زبر و زمختی که در دنیای انتزاعی او هیچ نقشی نداشتند. ...

ادامه ...
داستانی از آنتوان چخوف
ترجمه زهره صمیمی
بیست و چهارم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | ادبیات جهان | آنتوان چخوف داستانی از آنتوان چخوف
ترجمه زهره صمیمی
چند روز پیش یولیا واسیلیونا را به اتاق کارم خواستم. یولیا پرستار بچه ها بود . می خواستم حقوقش را پرداخت کنم.
-"بنشین یولیا. بگذار کمی به حسابهایمان رسیدگی کنیم. می دانم که پول لازم داری ولی تعارف می کنی و حرفی نمی زنی. خب ، ماهیانه سی روبل توافق کرده بودیم . اینطور نیست؟" ...

ادامه ...
شعری از ویلادیمیر مایاکوفسکی
ترجمه شهاب الدین قناطیر
بیست و چهارم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | ادبیات جهان | ویلادیمیر مایاکوفسکی شعری از ویلادیمیر مایاکوفسکی 
ترجمه شهاب الدین قناطیر
های توتون ها
جسمی غلیظ ملبس به دود
فسرده هوا را ...

ادامه ...
شعری از راینر ماریا ریلکه
ترجمه سعید یعقوبی
بیست و چهارم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | ادبیات جهان | راینر ماریا ریلکه شعری از راینر ماریا ریلکه
ترجمه سعید یعقوبی
چشمانم پیش از این بر تپه ی آفتابی لغزید
پیشاپیش راهی که بدان قدم گذاشتم.
و ما فراچنگ چیزی آمدیم که از چنگ ما گریخت؛
چیزی که حتی از دور ، درخششی درونی داشت ...

ادامه ...
شعری از آنا آخماتووا
ترجمه سعید یعقوبی
بیست و چهارم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | ادبیات جهان | آنا آخماتووا شعری از آنا آخماتووا
ترجمه سعید یعقوبی
دستانم را زیر شال تیره ام به هم فشرده ام ...
" چرا پریده رنگتان ،چرا کرخت شده اید؟
--نکند از او یک مست لایعقل ساخته باشم
با اندوهی طاقت فرسا. ...

ادامه ...
داستانی از کیت شوپن
ترجمه سعید یعقوبی
بیست و چهارم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | ادبیات جهان | کیت شوپن داستانی از کیت شوپن 
ترجمه سعید یعقوبی
همه می دانستند که خانم مالارد ناراحتی قلبی دارد ، برای همین خیلی سعی کردند که خبر مرگ شوهرش را آرام آرام به او برسانند.
خواهرش ژوزفین قضیه را به او گفت، در جمله های کوتاه و با لکنت زبان ؛ در لفافه و مبهم . دوست شوهرش ریچارد هم آنجا کنار خانم مالارد بود . ...

ادامه ...
داستانی از تیا اوبرت
ترجمه: سعید یعقوبی
بیست و چهارم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | ادبیات جهان | تیا اوبرت داستانی از تیا اوبرت
ترجمه: سعید یعقوبی
تیا اوبرت در ٣٠ سپتامبر ١٩٨۵ در بلگراد یوگسلاوی بدنیا آمد. تا سال ١٩٩٢ در همانجا با مادرش و دربزرگ و مادربزرگ مادری اش زندگی کرد.وقتی جنگ در یوگسلاوی شروع شد ، اوبرت و خانواده اش به قبرس و پس از آن به اقتضای شغل پدربزرگش به قاهره در مصر نقل مکان کردند. بعدها تیا و مادرش مقیم آمریکا شدند.
در سال ٢٠٠۶ پدربزرگش در گذشت و قبل از آن در بستر مرگ از تیا خواست که با نام مستعار اوبرت بنویسد ...

ادامه ...
داستانی از هکتور اچ مونرو (ساکی)
ترجمه مریم صداقت‌نیا
بیست و چهارم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | ادبیات جهان | هکتور اچ مونرو (ساکی) داستانی از هکتور اچ مونرو (ساکی)
ترجمه مریم صداقت‌نیا
بانوی جوان پانزده ساله ای با متانت گفت: " آقای ناتل! خاله ام تا چند لحظه دیگر به حضورتون می رسند. در این مدت شما باید سعی کنید مرا تحمل کنید." فرامتون ناتل سعی کرد بدون اسائه ادب به خاله ای که در حال آمدن بود، چنانکه شایسته است چیز صحیحی در تملق خواهرزاده بگوید. شخصاً بیش از هر زمانی شک داشت که این ملاقاتهای رسمی پی درپی با افرادی کاملاً غریبه کمکی به بهبود بیماری عصبی اش که تحت درمان بود، خواهد کرد. ...

ادامه ...
شعری از تادئوش روژه ویچ
ترجمه علیرضا حسنی
بیست و چهارم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | ادبیات جهان | علیرضا حسنی شعری از تادئوش روژه ویچ 
ترجمه علیرضا حسنی
تادئوش روژه ویچ (١٩٢١ - ٢٠١۴) «شاعر ملی»، نمایشنامه نویس، و مترجم بلندآوازه لهستان است. وی برندة جایزه شعر اروپا (٢٠٠٧) است و چندین بار در لیست نهایی کاندیداهای نوبل قرار گرفته. آثارش به ۴٩ زبان ترجمه شده، و به یونسکوی لهستان شهرت دارد. طنز، و ابزوردی گرم و ملایم ویژگی اثار اوست. شیموس هینی، برندة نوبل ادبیات در سال ١٩٩۵ او را یکی از بزرگترین شاعران قرن بیستم نامیده است. ...

ادامه ...
شعری از م. مؤید
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | م. مؤید شعری از م. مؤید
ﺑﻪدور از پریشانﺧﻮانی رﻳﻞﻫﺎی موازی
که ﻫﻴﭻﮔﺎﻩ به هم ﻧﻤﻲرسند
و بی دگرگونی ساختارم با همین کالبد
ﻣﻲخواهم بدوم ...

ادامه ...
ابهام؛ نجات دهنده‎ی تکرارزدگی اشعار رضا زاهد
یادداشتی کوتاه بر "منظره ها"
امیر حسین بریمانی
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | بررسی کتاب | امیر حسین بریمانی ابهام؛ نجات دهنده‎ی تکرارزدگی اشعار رضا زاهد
یادداشتی کوتاه بر
این مجموعه شعر به طرز زیاده آشکاری، جستاری شاعرانه‎ای در باب زمان است. در تمام اشعار به تقابل گذشته با آینده پرداخته شده است و تفاوت میان اشعار، صرفا در تصویرسازی هاست.حال این امر را باید تکرارزدگی تلقی کنیم یا روش مندی و نوعی سیاست اشعار برای معناسازی و شرح وضعیتی واحد به طرق مختلف؟ ...

ادامه ...
شعری از ﻣﺰﺩﻙ ﭘﻨﺠﻪاﻱ
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | ﻣﺰﺩﻙ ﭘﻨﺠﻪاﻱ شعری از ﻣﺰﺩﻙ ﭘﻨﺠﻪاﻱ
کلون را که نواختم
داد در درآمد
هر چه شیون کشیدم
در ِ زندگی را زدم
باز نشد گل از گل بهار ...

ادامه ...
شعری از احمد بیرانوند
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | احمد بیرانوند شعری از احمد بیرانوند
خرگوش های قهوه ای
خرگوش های سفید
از ساق پاهای من
تا دشتی از برف ...

ادامه ...
داستانی از شعله رضا زاده
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | داستان | شعله رضا زاده داستانی از شعله رضا زاده
بعضی از آدم‌ها هستند که به اندازه‌ی سال‌ها برایشان حرف داری، اما چشمت که به چشمانشان میفتد، لال می‌شوی...تمام کلمه‌ها از ذهنت می‌پرند و با خودت خیال می‌کنی که شاید دفعه‌ی بعد که دیدیشان، حرف‌هایت را بزنی...دفعه‌ی بعدی که خودت هم می‌دانی هی‌چوقت از راه نخواهد رسید. از این آدم‌ها دوروبرم زیاد بود. آن‌قدر حرفِ نگفته داشتم که گاهی حس می‌کردم ممکن است ...

ادامه ...
چراهای مشکوک ِ ادبیاتی
علی عرفانی
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | اندیشه و نقد | علی عرفانی چراهای مشکوک ِ ادبیاتی
علی عرفانی
اساسن با پرسش هایی که همواره با خود کلمه ی "چرا" حمل می کنند، پرسش های مشکوکی که به محض ِ آمدن، تنها به سمت وضعیت های روانی دست دراز می کنند، پرسش هایی که خودشان را مانند یک تابلوی ِ هیس ِ بیمارستانی، آرام می آورند که تنها جلوی روی ما به نمایش گذاشته باشند، اساسن با این اکیپ های ِ مافیایی چگونه باید برخورد کرد؟ ...

ادامه ...
در کمین آن خط نور
نگاهی به شعر عاشقانه بیژن الهی
سید حمید شریف نیا
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | اندیشه و نقد | سید حمید شریف نیا در کمین آن خط نور
نگاهی به شعر عاشقانه بیژن الهی
سید حمید شریف نیا
عاشقانه مرحوم بیژن الهی، به طور عمده سرشار از شورندگی و صمیمیتی است که از لرزش جان سودازده‌اش منشأ می‌گیرد؛ شعر عاشقانه‌ای که در وجود عاطفی و انسانی‌اش تبلور پیدا می‌کند و گل می‌دهد. جمال‌شناسی که شناخت و تسلط‌‌اش به زبان فارسی از او شاعری ساخت که رمانتیسیسم ادبی‌اش در یگانگی مفاهیم، درونی شده و ...

ادامه ...
غزلی از آریو تهرانی
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | غزل معاصر ایران | آریو تهرانی غزلی از آریو تهرانی
مسئله عشق و عاشقی بوده،یا صدایِ بلندِ بیداری؟!
رویِ صورت ضمیرِ خنده یِ تو،زیر صورت تبِ خود آزاری
در دلت همهمه که ساکت شد،مرد آرام قصه ات خوابید
شعر شد حس بسته ی سردت،همنوا با سکوتِ اجباری ...

ادامه ...
شعری از محمد قائمی
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | محمد قائمی شعری از محمد قائمی
به آمدنت دری گشوده‌ام از بستگی
و هی سر ِ تنها را هی
تنِ تنها را
هی به دیوار می‌کوبم باز شود در ...

ادامه ...
غزلی از علی راکبی
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | غزل معاصر ایران | علی راکبی غزلی از علی راکبی
ما چه بودیم و چیستیم امروز جز همانی که میتوانستیم
ما همه شعرصامتیم همین شاعرانی که میتوانستیم
زخم و پرواز با همند عزیز اوج پرواز دانه در قفس است
فاتح آسمان خود بودیم آسمانی که میتوانستیم ...

ادامه ...
یادداشتی بر "شهر"اثری از علی‎رضا نوری
امیرحسین بریمانی
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | بررسی کتاب | امیرحسین بریمانی یادداشتی بر
برای حفظ تعهد اجتماعی در امر شعری و در عین حال فاصله جویی از زیباشناسی شعر ایدئولوژی زده‎ی دهه چهل، چه باید کرد؟ این پرسش را همینجا وا می‎گذارم و به الگو بدست دادنی محدود کننده پشت پا می زنم و در ازایش علی‎رضا نوری را به عنوان مصداق این امر کمی مورد موشکافی قرار می دهم؛ چراکه در شعر او خصوصا مجموعه شعر "شهر"، چنین رویکردی واضحا رخ می نماید و ...

ادامه ...
شعرهایی از فخرالدین سعیدی
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | شعرهایی از فخرالدین سعیدی
گیرم که با انبر مرگ هم
دندان مرا کشیده باشند
برای شما چه فرقی دارد
کسی هی
از لابلای برگ های نارس این کتاب
عشق را به بازی می برد
آه ...

ادامه ...
نگاهی به یک شعر از حسین اشراق
نسرین فرقانی
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | اندیشه و نقد | نسرین فرقانی نگاهی به یک شعر از حسین اشراق
نسرین فرقانی
شعر از همان اول رفت و آمد خودش را بین پرده های زمان و مکان خیلی روشن نشان می دهد : گاه در زمان جنگ است گاه در زمان حال و وضعیت کنونی و این رفت و آمد تقریبا تا آخر شعر هست و به نوعی شاعر با این تردّد و سیالیت بین مقاطع زمانی و موقعیت های مکانی در پی پیش چشم خواننده ...

ادامه ...
غزل هایی از نفیسه محمد نژاد
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | غزل معاصر ایران | نفیسه محمد نژاد غزل هایی از نفیسه محمد نژاد
از تو نوشتن شاهکاری فوق ِ انسانیست
آرامشت در قلب ِ دریاهای دنیا نیست
چشمان ِ سبزت را نمی دانم ولی مویَت ،
پیچ و خَمَش در جاده ی چالوس، پیدا نیست! ...

ادامه ...
شعری از ساره سکوت
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | ساره سکوت شعری از ساره سکوت
من از زن که می زنم بیرون
تازه بیرون از زن ایستاده ام
و تازه در درونم زن ایستاده
ولی زن «زن» نیست...
بیرون که ایستاده ای تو از زن ...

ادامه ...
داستانی از خاطره محمدی
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | داستان | خاطره محمدی داستانی از خاطره محمدی
این آخرین قوری چای سیبم بود.عزت خدا بیامرز میگفت: فرنگیس اگه بهشتی وجود داشته باشه حتما طعم چای سیب های تو رو میده.
خودم سیب هارو رنده می کردم، خشک می کردم ،تفت میدادم یکم میخک و هل قاتیش میکردم، انوقت میشد بهشت عزت.بچه ها هیچکدومشون دوست ندارن. ...

ادامه ...
شعری از ثنا نصاری
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | ثنا نصاری شعری از ثنا نصاری
به من بگو
به که فکر می کنی وقتی که نشسته ای
و پیشانی ات چین بر نمی دارد؟
تو مثل زن های دیگر سیاه نمی پوشی
تو پنج شنبه ها به قبرستان نمی روی ...

ادامه ...
غزلی از محمد حسین سرخوش
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | غزل معاصر ایران | محمد حسین سرخوش غزلی از محمد حسین سرخوش
لحظه ای گفتم بمان اما زمان بی رحم بود
فال حافظ،چای وقهوه،استکان بی رحم بود
"ساربان آهسته ران کآرام جانم می رود"
کاروان رفت و همیشه ساربان بی رحم بود ...

ادامه ...
شعری از نسرین فرقانی
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | نسرین فرقانی شعری از نسرین فرقانی
کلمات ام ترک
لبانم ترک ترک
حرف هایم خشک / اشک خشک / چشم خشک
سلّه بسته دهانم / زبانم / انگشت هایم ...

ادامه ...
شعرهایی از حسین فرخی
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | حسین فرخی شعرهایی از حسین فرخی
آغشته به خون سگ ها ساعت ها
ریخته ام روی خاک آغشته ساعت ها
به خون ریخته ام سگ ها روی خاک
و با اجزای تو خودمانی تر شده ام در
این ملاقات تازه ساعت ها با سگ ها ...

ادامه ...
انتشار "چهار تامل ادبی فکری" به زبان کردی
نوشته ی بابک صحرانورد
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | معرفی کتاب | پیاده رو انتشار
اخیراً کتابی با نام چهار تامل ادبی فکری (چوار وێستگەی ئەدەبی هزری)از بابک صحرانورد نویسنده و مترجم کرد منتشر شده که از سوی اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان بانه در روز پنج شنبه ٩ اردیبهشت ماه با حضور علاقمندان به ادبیات و زبان کردی در سالن آمفی تئاتر این شهر رونمایی شد . این کتاب که حدوداً ۵٠٠ صفحه می باشد، چهار محور ادبی را در بر می گیرد و به زبان کردی سورانی نوشته شده. ...

ادامه ...
غزلی از بابک سلیم ساسانی
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | غزل معاصر ایران | بابک سلیم ساسانی غزلی از بابک سلیم ساسانی
بعد از تو قلبم سست شد با یک تکان افتاد
سیاره ای دیوانه وار ازکهکشان افتاد
چاقو برای خودکشی راه قشنگی نیست
وقتی شبی از چشم هایت می توان افتاد ...

ادامه ...
شعرهایی از ﺑﻬﺰاﺩ ﺑﻬﺎﺩﺭﻱ
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | ﺑﻬﺰاﺩ ﺑﻬﺎﺩﺭﻱ شعرهایی از ﺑﻬﺰاﺩ ﺑﻬﺎﺩﺭﻱ
با صبح زود آمده است
نشسته رﻭﻱ ﭼﻤﻦﻫﺎ و
همراه پرندهﻫﺎ
ﻣﻲﮔﺮید ...

ادامه ...
شعرهایی از محمد پویا
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | محمد پویا شعرهایی از محمد پویا
چه رﻋﺐاﻧﮕﻴﺰ بود
در هیئت پیامبری گرسنه
از غارهای تاریک
با چراغی ﭘﻴﻪسوز
به کشف دنیای دیگر ...

ادامه ...
نگاهی به یک شعر از عادل اعظمی
نسرین فرقانی
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | اندیشه و نقد | نسرین فرقانی نگاهی به یک شعر از عادل اعظمی 
نسرین فرقانی
کار شاعر تصرف است ، تصرف در تصاویر، در روایت ، در زبان ، در جهت رفت و برگشت ، و تداخل مشاهده و بازنمایی ، در برجسته یا کم رنگ کردن ، دربرهم ریختن تداول ها و .... وهرچه این تصرف هنری تر ، جذاب تر ، و درگیر کننده تر باشد شعر نافذتر و با وجود خواننده یکی شونده تر است و راهی باز می کند که می تواند متل رودی آرام یا آبشاری تندبار در نهاد وی برود و ادامه یابد ...

ادامه ...
شعرهایی از مجتبی تهال
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | شعر امروز ایران | مجتبی تهال شعرهایی از مجتبی تهال
مغز از خستگی
تکیه داده به مشتی استخوان
و خنج می‌کشد بر دیوارهای جمجمه
و مغز ایستاده روبه‌روی کوهستان ...

ادامه ...
شعری از حمیدرضا زرگران پور
دهم اردیبهشت ماه ١٣٩۵ | غزل معاصر ایران | حمیدرضا زرگران پور شعری از حمیدرضا زرگران پور
در بند اول...می نشیند روی کاناپه
از پنجره ، یک کور سو ، ساعت حدودا هفت
خاموشی این خانه میگوید که رفته برق...
هر کس به جای برق بود از خانه در می رفت ...

ادامه ...
دانلود نشر الکترونیک " کژیسم "
بیست و هفتم فروردین ماه ١٣٩۵ | نشر الکترونیکی | پیاده رو دانلود نشر الکترونیک
این کتاب توسط انتشارات الکترونیکی سوگواران ژولیده و با همکاری مجله ادبی پیاده رو منتشر شده است. کتاب در پی بازشناسی پتانسیل های نشر الکترونیک در جهت سرپیچی از گفتمان قدرت است و قصد دارد استقلال را به ادبیات بازپس برساند.
بخشی از مقدمه کتاب:
. کژیسم، میل به برون رفت از وضع حاضر است! و کژرفتن (که کنش ایجابی ماست) یعنی سرپیچی از هنجارهای مستقر در سطوح مختلف جامعه و پُرواضح است که همگی این هنجارها و قواعد بازی، از سوی گفتمان قدرت بر قشر زیردست (یعنی ادبیات) وارد آمده است. ...

ادامه ...
بررسی"دوئتی برای یک صدا " لیندا پاستان
امیرحسین بریمانی
بیست و دوم فروردین ماه ١٣٩۵ | بررسی کتاب | امیرحسین بریمانی بررسی
زیربنای شعر لیندا پاستان را مفهوم خانواده تشکیل می دهد. به عبارتی، خانواده در شعر پاستان، زمینه ایست که سازه های معنایی بر آن سوار می یشوند. رویکرد پیشافرهنگی پاستان به خانواده، خانواده را بنا به کلیشه های مرسوم ادبیات پساکافکایی، همچون چیزی ملال آور قلمداد نمی کند بلکه خانواده مفهومی رهایی بخش تصویر می شود. ...

ادامه ...