شعری از اسماعیل مهرانفر
بیست و هشتم دی ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | اسماعیل مهرانفر شعری از اسماعیل مهرانفر
او نمی‌رقصید
و من
توان او در نرقصیدن بودم
راه نمی‌رفت
و من آنجا که او نمی‌پرید
بودم ...

ادامه ...
مروری بر محاکمه
از هراسی که کافکا می‌افکند، نترسیم!
دکتر مجتبی تجلی
بیست و هشتم دی ماه ١٣٩٧ | اندیشه و نقد | مجتبی تجلی مروری بر محاکمه
از هراسی که کافکا می‌افکند، نترسیم!
دکتر مجتبی تجلی
کا. در ابتدای محاکمه ی نا‌معلومش محکوم شد. بدون دلیل و جرمی که تا انتها نیز نا‌مشخص میماند. لحظه لحظه محاکمه او آکنده از دو تناقض است : "جدی نگرفتن " محاکمه و دل‌خسته گی از نتیجه آن که اما او را به " تلاشی " گاهگاهی وا‌میداشت. ریشخند دادگاه در تعارض با اقدامات جدی کا. طی داستان مدام سرک میکشد. جدی گرفتن دادگاهی که جرم مجرم را عیان نمیکند، اما میتواند علتی ساده داشته باشد: " او در صبح‌گاه محکومیت، از خوابِ در آن فرونرفته، بیدار شده، غافلگیر می‌شود ...

ادامه ...
نگاهی به کتاب "عروسکها هم عاشق می شوند"
نوشته زهرا فخرائی
احمد خلفانی
بیست و هشتم دی ماه ١٣٩٧ | اندیشه و نقد | احمد خلفانی نگاهی به کتاب
بر روی زمین مناطقی هست که فصل پاییز به آنها راه ندارد. و نیز چنین قلبهایی هست. گلهایی که در آن حوالی می‌‌‌‌شکفند هیچ گاه پژمرده نمی‌‌‌‌شوند. در آنجا گیاهانی هستند که در سایه و تاریکی رشد می‌‌‌‌کنند و میوه‌های وحشی، ترد و خوشمزه به بار می‌آورند. و البته گاهی تلخ ...

ادامه ...
نامه انس کیشویچ به ایرج زبردست
بیست و هشتم دی ماه ١٣٩٧ | و ... | دکتر ابتهاج نوایی نامه انس کیشویچ  به ایرج زبردست
در دوران پیری من، برادری به اعضای خانواده‌ی ما اضافه شده‌است. اگر چه او را مادر به دنیا آورده‌، همو خود را دوباره از بطن واژه‌ها به دنیا آورده است تا جاودان بماند و واژه‌هایش مایه‌ی خیر مردمان باشد حتی آن زمان که شاعری در این جهان نباشد. نام برادر من ایرج زبردست است. در ایران شهر شیراز زندگی می‌کند و رباعی می‌ گوید .ابیات او شادی‌بخش افکار من است ...

ادامه ...
شعرهایی از فریاد شیری
نهم دی ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | فریاد شیری شعرهایی از فریاد شیری
بیماری قشنگی‌ست​ دوستت دارم
تو اما علاج‌اش نکن
گوشه‌ی روسری‌ات را
گره بزن به انگشت اشاره‌ام
دخیل! دخیل یا شافی‌العُشاق
و سیگاری برایم آتش بزن
نترس! ...

ادامه ...
داستانی از لیدیا دیویس
ترجمه سعید جهان پولاد و فیروزه محمدزاده
نهم دی ماه ١٣٩٧ | ادبیات جهان | سعید جهان پولاد و فیروزه محمدزاده داستانی از لیدیا دیویس
ترجمه سعید جهان پولاد و فیروزه محمدزاده
صبح امروز روی تختم هزارپا کوچکی یافتم ، پنجره ای. در اتاقم نیست که بشود آن را به بیرون پرت کرد ، البته اگر ناگزیر نشوم هیچگاه جانور زنده ایی را نخواهم کشت ، و زیر پاهام لگد نخواهم کرد ، خودم را به زحمت انداختم که این جانورنحیف و سیاه و کم مو را بیرون ببرم ، از پله ها به قصد حیاط و باغچه پایین آمدم تا آن را آنجا رها کنم ، شبیه کرم کوچکی بود به اندازه کرم چند میلی متری ...

ادامه ...
شعری از محمود محمدیان
برگردان از کردی: ارسلان چلبی
نهم دی ماه ١٣٩٧ | ادبیات کردستان | ارسلان چلبی شعری از محمود محمدیان
برگردان از کردی: ارسلان چلبی
ببخش مرا که نمیتوانم بگویمت
ببخش اگر
یک چای تلخ و پُکی از "مونتانا"
به هم نمیرساندمان
من به مانند قبل
خیابانهای خلوت را جار میزنم
و کندوکاو میکنم کلمات را ...

ادامه ...
شعرهایی از علی خاکزاد
سی ام آذر ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | علی خاکزاد شعرهایی از علی خاکزاد

در یادهای وارسی‌شده همیشه پوزخندی هست
لبی جویده در بهار
گزلیکی که بریدن بلد نبود
و آن زن بلند ...

ادامه ...
شعری از هما تیمورنژاد
سی ام آذر ماه ١٣٩٧ | قوالب کلاسیک | هما تیمور نژاد شعری از هما تیمورنژاد
صدای سمّ اسب سرکش جنون
شکافِ سینه ام به درّه های خون
نهنگ خفته در گلوی مادیون
به شیهه می کشاندم به زیر پا ...

ادامه ...
شعری از بهزاد خواجات
بیست و سوم آذر ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | بهزاد خواجات شعری از بهزاد خواجات
عکس یادگاری گرفتیم
تا زودتر فراموش کنیم.
پله‌ها در مِه گم می‌شدند
و ما که در صبحانه‌ای دونفره
درباره‌ی ظرف عسل حرف می‌زدیم ...

ادامه ...
شعری از مهدی قلایی
بیست و سوم آذر ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | مهدی قلایی شعری از مهدی قلایی
درون قلب تو باید
دست‌ها را ها کرد و به هم مالید
درون قلب تو نباید خوابید ...

ادامه ...
گزارش تصویری مراسم تشییع پیکر منصور خورشیدی
بیست و سوم آذر ماه ١٣٩٧ | بازتاب | پیاده رو گزارش تصویری مراسم تشییع پیکر منصور خورشیدی
در این پست گزارش تصویری مراسم تشییع پیکر منصور خورشیدی ، شاعر و منتقد ارزشمند معاصر که در تاریخ ١٣٩٧/٠٩/٢٣ برگزار گردید را می توانید مشاهده بفرمایید . ...

ادامه ...
شعری از روح‌انگیز کراچی
دوم آذر ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | روح‌انگیز کراچی شعری از روح‌انگیز کراچی
با واژه‌هایم درهم می‌ریزد جهان
فردا واژه‌ای رهاست...
از چین‌های پنجه‌کلاغیم سال‌ها می‌گذرد
نیامده بودی که برنگردی...! ...

ادامه ...
شعرهایی از مریم حقجو
دوم آذر ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | مریم حقجو شعرهایی از مریم حقجو
باز بر گونه ام هدر دادی بوسه ی تلخ باوقارت را
تا بیاویزم از در و دیوار،جمله های دروغ دارت را

چیزهای قشنگمان چه کمند،چند ابراز عشق اجباری
من تو را دوست دارم اما حیف ،تو همیشه اتاق کارت را ...

ادامه ...
شعری از موراتهان مونگان Murathan Mungan
ترجمه ی مجتبی نهانی
دوم آذر ماه ١٣٩٧ | ادبیات ترکیه و آذربایجان | ترجمه ی مجتبی نهانی شعری از موراتهان مونگان Murathan Mungan
ترجمه ی مجتبی نهانی
عشق، تصادف ها را دوست دارد
سرنوشت، جدایی ها را
سال ها، عبور را دوست دارند
انسان، جستجوها را
...

ادامه ...
شعری از علی جهانگیری
بیست و سوم آبان ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | علی جهانگیری شعری از علی جهانگیری
روز را اندک می‌شماری
این روز، شب‌های زیادی با تو بوده
مانند نقطه‌ای طولانی
چیزی که نیست
چگونه گفته می‌شود؟ ...

ادامه ...
طبقات در رشحات قاسم هاشمی نژاد
ابراهیم رئیسی
بیست و سوم آبان ماه ١٣٩٧ | اندیشه و نقد | ابراهیم رئیسی طبقات در رشحات قاسم هاشمی نژاد
ابراهیم رئیسی
چرا طبقات و نه رشحاتی دیگر از قاسم هاشمی نژاد. که هم سوگسرود باشد و هم داد در منقبت او به تمامی بدهیم. خوش شاید این است که از چیره دستی‌هایش در نقدها، سخت گیری‌هایش در انشاء و خیال پردازی‌هایش در اشعار، یاد کردی آید. اما چه کنیم که این شولانِ پیرانه‌سری او که به تعبیر خودش سی سال همدم بالینی‌اش بوده بایست باشد ...

ادامه ...
شعرهایی از سپیده نیک‌رو
بیست و سوم آبان ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | سپیده نیک‌رو شعرهایی از سپیده نیک‌رو
توفان برده تهران را
به اعماق اندوه عصر
که یادش آورده تنهاست وقتی خورشید می‌رود
و روز روی تمام داشته‌هایش خط می‌کشد
درها و پنجره‌ها به هم می‌خورند ...

ادامه ...
داستانی از جمال حسینی
بیست و سوم آبان ماه ١٣٩٧ | داستان | جمال حسینی داستانی  از جمال حسینی
آمبولانس به صحنه حادثه رسیده بود. پلیس‌ها چند برابر شده بودند و تمام خانه را با نوار زرد محاصره کرده بودند. دو عکاس بی‌وقفه از جسد، بطری زرد و صحنه حادثه عکس می‌گرفتند. پتوی پیرمرد را روی جسد انداخته بودند و روی آن ملحفه‌ای سفید کشیده بودند. پیرمرد با لباس زیر کثیف و چرک مرده‌اش روی ویلچر نشسته بود. دندان‌هایش را پس‌گرفته بود ولی از شدت سرما چنان به هم میخوردند که ممکن بود در دهانش خورد شوند ...

ادامه ...
داستانی از رقیه اسدیان
بیست و سوم آبان ماه ١٣٩٧ | داستان | رقیه اسدیان داستانی از رقیه اسدیان
در عصرهای تابستان وقتی هوا کمی خنک می شد، در خیابان نهم روبه روی بنبست سوم پیرمردی که قیافه خسته و کثیفی داشت روی جدول کنار جوب می نشست. صورتش همیشه کثیف و ریشش نامرتب بود و آدم فکر می کرد بین ریش های فرخورده و عرق کردهاش سوسک و یا حشره ای پنهان شده است. در سر طاسش به جز چند تار موی کثیف که هنوز در پشت گوش هایش مانده بود ...

ادامه ...
شعری از نگین فرهود
یازدهم آبان ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | نگین فرهود شعری از نگین فرهود
پس برخاستم
از قوز کمر
با جریان خمیده‌ی در رگ‌هام سرخ
با معاشرتِ سالیانِ زخم و پوست
که بارها
لهیده
می‌نشستند به هم ...

ادامه ...
شعری از آدرین ریچ
ترجمه ی علیرضا توکلی و محسن کاظمی طامه
یازدهم آبان ماه ١٣٩٧ | ادبیات جهان | علیرضا توکلی و محسن کاظمی طامه شعری از آدرین ریچ
ترجمه ی علیرضا توکلی و محسن کاظمی طامه
آدرین ریچ (١۶مه،١٩٢٩ – ٢٧مارس،٢٠١٢) شاعر، مقاله نویس و فمینیست امریکایی در بالتیمور دنیا آمد. از او به عنوان یکی از خوانده شده ترین و تاثیرگذارترین شاعران نیمه دوم قرن بیستم یاد می شود. آلیسون فلود در گاردین نوشت که ریچ، ستم به زنان و لزبین ها را به صف اول گفمان شعری آورد.

از ریچ بیش از ٢٠ مجموعه شعر و مجموعه های متعدد غیرداستانی و نقد چاپ شده است. مجموعه اول او، «تغییر جهان»(١٩۵١) (A Change of World) توسط ویستن هیو اودن برای «جایزه مجموعه شعر جوان ییل» (Yale Younger Poets Award) انتخاب شد و اودن مقدمه ای بر ...

ادامه ...
شعری از انجی ملینکو
ترجمه ی علیرضا توکلی و محسن کاظمی طامه
یازدهم آبان ماه ١٣٩٧ | ادبیات جهان | علیرضا توکلی و محسن کاظمی طامه شعری از انجی ملینکو
ترجمه ی علیرضا توکلی و محسن کاظمی طامه
انجی ملینکو(١٩ سپتامبر، ١٩۶٩) در فیلادلفیای امریکا به دنیا آمد. اشعار او درباره زندگی شهری، زبان و نقص هایش، و چیزهایی که می بینیم و نمی بینیم است. ملینکو اغلب با فرانک اوهارا مقایسه می شود. مجله نیویورکر «شوخ طبعی و رمز منحصر به فرد» او را ستایش کرد. جان اشبری درباره مجموعه شعر Starred Wire گفت: «یک نور ریزبافت مثل چیزی که در نقاشی های منظره دانمارکی ...

ادامه ...
شماره‌ی دوم و سوم فصل‌نامه‌ی هفتاد منتشر شد
یازدهم آبان ماه ١٣٩٧ | نشر الکترونیکی | پیاده رو شماره‌ی دوم و سوم فصل‌نامه‌ی هفتاد منتشر شد
تازه‌ترین شماره‌ی فصل‌نامه‌ی "هفتاد" با آثار و گفتاری از این عزیزان آمده است: محمد آشور/ سامان بختیاری/ فراز بهزادی/ ابوالفضل پاشا / محمد جانبازان/ کامبیز جعفری‌نژاد/ سمیرا چراغ‌پور/ نادر چگینی/ سریا داوودی حموله/ عبدالله سلیمانی/ علی‌رضا شکرریز/ مریم شکوهی/ آفاق شوهانی / محمدحسین عابدی/ مهرداد فلاح/ پژمان قانون/ مراد قلی‌پور/ آزیتا قهرمان/ ابوذر کردی/ فرهاد کریمی/ اعظم کمالی/ شجاع گل‌ملایری/ کامیار محسنین/ علی‌رضا مطلّبی/ سیروس ممبینی/ افسانه‌ی نجومی/ سعید نصاریوسفی/ آرش نصرت‌اللهی/ علی نقویان/ یاسین نمکچیان/ مجتبا نهانی ...

ادامه ...
شعری از هوشنگ ملکی
سی ام مهر ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | هوشنگ ملکی شعری از هوشنگ ملکی
خورشید در تدارک رفتن بود
تن در تدارک شکستن در تاریکی
سر در تدارک بر باد رفتن
که او با فانوس آبی‌اش سرنرسید ...

ادامه ...
شعری از علیرضا الیاسی
سی ام مهر ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | علیرضا الیاسی شعری از علیرضا الیاسی
کوچ کردنِ کوچ کردنم! بی وطن منم! در سفر منم
رو به هرطرف موقعِ فرار گیر کردنِ قفلِ در منم
از درونِ تو ریختم زمین، پاگذاشتم روی سیمِ مین
توی قلب تو جا نمیشوم! یک نفر تویی! بیشتر منم ...

ادامه ...
داستانی از خاطره محمدی
سی ام مهر ماه ١٣٩٧ | داستان | خاطره محمدی داستانی از خاطره محمدی
امروز صبح:
احضارش کردند به اتاق شیشه‌ای. آنجا خبری از آن صندلی‌های سفت و سخت با تکیه‌گاه کوتاه نبود. دسته‌های راحتی او را در آغوش گرفته‌ بودند. جلویش یک فنجان قهوه شکلات گذاشتند که از آن بخار بلند می‌شد. یکدفعه دسته‌های صندلی مچ دست‌هایش را محکم گرفتند و مجبورش کردند ماهی تون با هویج ببلعد ...

ادامه ...
شعری از آهمت اِرهان Ahmet Erhan
- که او را در ایران به نامِ احمد اِرهان هم می‌شناسند -
برگردان از ابوالفضل پاشا
هجدهم مهر ماه ١٣٩٧ | ادبیات ترکیه و آذربایجان | ابوالفضل پاشا شعری از آهمت اِرهان Ahmet Erhan 
- که او را در ایران به نامِ احمد اِرهان هم می‌شناسند -
برگردان از ابوالفضل پاشا
در ذهنِ‌ من:
صخره‌ها از جای خود کنده می‌شوند
و دیوارها فرومی‌ریزند
در قلبِ‌ من:
خلأیی در بسترِ رودخانه‌یی در حالِ ‌خشک شدن است ...

ادامه ...
شعری از نعمت مرادی
هجدهم مهر ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | نعمت مرادی شعری از نعمت مرادی
تو افسانه بودی کارون
به‌وقت سیمرغان فاجعه
به‌وقت سنگ‌واره‌های باستانی
به‌وقت پرندگان کوچ بی‌باران
وقتی شیوع مرض
اهسته در پوستت
شروع به جفت‌گیری کرد ...

ادامه ...
شعری از فخرالدین سعیدی
هجدهم مهر ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | فخرالدین سعیدی شعری از فخرالدین سعیدی
آن روزها
ملیکا یاسمن چند روزه بود
و صدای انقلاب به اتاق خواب بچه های چهل روزه نیز رخنه کرده بود
یادش بخیر
تو برای من وینستون چهارخط بودی
عطری بودی لای گیسوی شمشادها ...

ادامه ...
شعری از رویا ابراهیمی
هجدهم مهر ماه ١٣٩٧ | قوالب کلاسیک | رویا ابراهیمی شعری از رویا ابراهیمی
قلب من خانه ی زنی تنهاست
که بغل می کند جنونش را
که در آغوش می کشد هر شب
گریه ی کودک درونش را ...

ادامه ...
شعرهایی از ابوالفضل پاشا
پنجم مهر ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | ابوالفضل پاشا شعرهایی از ابوالفضل پاشا
بوى الکل از همه‌جا بوى فِنُل پیچیده است
و مجبورم این‌ها چه‌گونه من باید تحمل کنم
که این‌جا تو را بگو چرا آورده‌اند؟ ...

ادامه ...
داستانی از آرنابا ساها
برگردان امیررضا رحیم بخش
پنجم مهر ماه ١٣٩٧ | ادبیات جهان | امیررضا رحیم بخش داستانی از  آرنابا ساها
برگردان امیررضا رحیم بخش
دامینی داشت به کبیر تلفن می کرد که زنگ در به صدا درآمد. تنها و مضطرب در اتاق منتظر شوهرش نشسته بود. خیلی دیر شده بود با اینکه می دانست که چرا او دیرکرده، می خواست بداند که در آنجا چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
دامینی همانطور که روی کاناپه کنار شوهرش نشست، پرسید: «نیشی چطوره؟»
کبیر آهی کشید و گفت: «خوبه» ...

ادامه ...
نقدی بر رمان وریا نوشتۀ سیده‌زهرا محمدی
صبا دبا‌غ‌منش
پنجم مهر ماه ١٣٩٧ | اندیشه و نقد | صبا دبا‌غ‌منش نقدی بر رمان وریا نوشتۀ سیده‌زهرا محمدی
صبا دبا‌غ‌منش
وریانام اولین اثر سیده‌زهرا محمدی است که در سال ۱۳۹۶ چاپ شد. این کتاب در نمایشگاه کتاب تهران در روز اول، پرفروش‌ترین بود. وریا نامی کُردی به معنای آگاه و بیدار است (وریا، ص ۳۸). این کتاب در هجده فصل و ۱۵۱ صفحه تنظیم شده است.روایت دربارۀ دختری نوجوان است که مادری مذهبی و پدری نه‌چندان معتقد دارد. با ورود یک معلم جدید به مدرسه، دانش‌آموزان با پروژۀ حجاب روبه‌رو می‌شوند و دختر نوجوانِ داستان تصمیم می‌گیرد با تحقیق و مطالعه به این نتیجه برسد ...

ادامه ...
داستانی از عباس محمودی
بیست و هشتم شهریور ماه ١٣٩٧ | داستان | عباس محمودی داستانی از عباس محمودی
مردم شهر نمی‌دانستند آنچه در کابوس‌های شبانه‌شان شنیده‌اند فریاد وحشت دیگری بوده یا فریاد خودشان. هراسان از خواب پریدند و صدای مکرر ناقوس را شنیدند که توی سرشان دلنگ‌دلنگ می‌کوبید. آیا از کابوس برخاسته‌اند یا به‌سوی کابوس پیش می‌روند؟ خواب‌آلود و تلوتلوخوران مثل آدم‌های تسخیرشده راه افتادند. ...

ادامه ...
شعری از بهروز دولت آبادی
بیست و هشتم شهریور ماه ١٣٩٧ | قوالب کلاسیک | بهروز دولت آبادی شعری از بهروز دولت آبادی
خیلی وقته دیگه بارون نمیاد
کمر بیل و زمین خم کرده
آسمون خلیفه ی خسیسیه
سر کیسه هاشو محکم کرده ...

ادامه ...
داستانی از علی خاکزاد
بیست و هشتم شهریور ماه ١٣٩٧ | داستان | علی خاکزاد داستانی از علی خاکزاد

خاله سفره یک بار مصرف گل بته ای را آورد،آن سرش را دخترخاله گرفت و رولش ماند تو دست های سفید او،دور رفتند از هم،یکی سمت ال سی دی،یکی سمت مبل ها. خاله گفت:
-خوبه
انتهای سفره را با گزلیک برید،لبه هاش را کشیدند،چند بار تکانش دادند تا دو سه تای سفره باز شد و دهنم آب افتاد برای شام. بشقاب چینی ها،لیوان های پابلند و دوغ را که آوردند دیگر نشسته بودیم دور سفره. ...

ادامه ...
نگاهی به رباعیات ایرج زبردست
مهدی مظفری ساوجی
بیست و هشتم شهریور ماه ١٣٩٧ | اندیشه و نقد | مهدی مظفری ساوجی نگاهی به رباعیات ایرج زبردست
مهدی مظفری ساوجی
ایرج زبردست در رباعی امروز همواره حرف‌های نغز و تازه‌ای برای گفتن داشته است. از همان دهه‌ هفتاد که داشت آرام آرام قدم‌های مطمئنی برمی‌داشت و جاپای محکمی برای خودش تدارک می‌دید و مثلاً می‌سرود:
تا زمزمه‌ی یاد تو در بی‌یادی‌ست
در من قفسی رنگ پر آزادی‌ست دیوار فروریخته می‌داند و خاک
جایی که خراب است پر از آبادی‌ست ...

ادامه ...
شعری از علی باباچاهی
بیست و دوم شهریور ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | علی باباچاهی شعری از علی باباچاهی
تصور کنید در خیابان اجرا می‌شود این نمایشنامه که هنوز نوشته نشده
با چند نماد و استعاره نظام‌های توتالیتر پاشیدند از هم
خواب دیدن و دیدنِ خواب هدیه خدایان است
حکومت نظامی عنوان انشای دبیرستانی ما بود
در تاریکی سربازی سایه من را با تیر نزد ...

ادامه ...
داستانی از مهدیه کوهی کار
بیست و دوم شهریور ماه ١٣٩٧ | داستان | مهدیه کوهی کار داستانی از مهدیه کوهی کار

نه این که تا حالا بهش فکر نکرده باشم، نه، از همون روزی که تو روم وایستاد وگفت هیچ وقت نمی‌بخشمت؛ تا همین چند وقت پیش صد دفعه بهش فکر کرده بودم. اما هیچ وقت این جوری توش خورد نشده بودم.
نمی‌دونم، شاید پیش خودت بگی داوود، تف به ذات بی‌معرفتت بیاد، بعدِ بیست و چند سال زندگی، اینه جواب محبت‌های معصومه؟ ...

ادامه ...
مفهوم امید و اعتراض در شعر شاملو
یادداشتی از عارف معلمی
بیست و دوم شهریور ماه ١٣٩٧ | اندیشه و نقد | عارف معلمی مفهوم امید و اعتراض در شعر شاملو
 یادداشتی از عارف معلمی
آرمان شهر (utopia) در لغت یونانی به معنای ناکجا آباد است. افلاطون از مهمترین فیلسوفان آرمانگرا ست. یوتوپیای افلاطونی مدت هاست بر فرهنگ و اجتماع ایرانیان رخنه کرده است. در این رویکرد انسان ها در شرایط نامطلوبی اند و به آن ها وعده یک مدینه ی فاضله داده می شود. مثل کسی که سال ها در روستا زندگی کرده و شما فضایی از یک زندگی فوق ایده آل در شهر برایش ترسیم کنید. در بعضی از آثار شاملو این رویکرد به چشم می خورد این خوشبینی افراطی شعر را به سمت شعار کشانده است ...

ادامه ...
نگاهی از فرناز جعفرزادگان
بر کتاب شعر " آن سر این جنازه را بگیر " سروده پوریا پلیکان
بیست و دوم شهریور ماه ١٣٩٧ | اندیشه و نقد | فرناز جعفرزادگان نگاهی از فرناز جعفرزادگان
بر کتاب شعر
مجموعه شعر " آن سر این جنازه را بگیر " سروده ی پوریا پلکیان که در پاییز ١٣٩۶ توسط نشر شانی به چاپ رسیده است شامل شعر های سپید کوتاه و بلند است که شاعر با زبانی روایی و بکار گیری اسطوره ها و تصویر سازی های بکر همراه با ،بازی های زبانی در ساختاری هنرمندانه سروده است ...

ادامه ...
شعری از علی‌رضا قاسمیان خمسه
شانزدهم شهریور ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | علی‌رضا قاسمیان خمسه شعری از علی‌رضا قاسمیان خمسه
فیلی تنها
بر برکه‌ی یخ‌زده
من
در برودت بلوار
با وزنی که نمی‌توان
با کسی
تقسیم کرد ...

ادامه ...
شعری از بهزاد سعیدی
شانزدهم شهریور ماه ١٣٩٧ | قوالب کلاسیک | بهزاد سعیدی شعری از بهزاد سعیدی
امروز را آرام تر...، با من مدارا کن
آه ای پری، وردی بخوان، بر من دری وا کن
دلگیرم از تو، از خودم، از "بی تو بودن" ها
کمتر مرا درگیر حس "منزوی" ها کن ...

ادامه ...
شعری از محمد الماغوط
ترجمه ی صالح بوعذار
شانزدهم شهریور ماه ١٣٩٧ | ادبیات عرب | صالح بوعذار شعری از محمد الماغوط
ترجمه ی صالح بوعذار
ای بهارِ آینده از چشم‌هایش
ای قناری مسافر در روشنای ماه
مرا
به سوی او ببر؛
چونان
شعر عاشقانه‌ای ...

ادامه ...
شعری از آدونیس
ترجمه ی صالح بوعذار
شانزدهم شهریور ماه ١٣٩٧ | ادبیات عرب | صالح بوعذار شعری از آدونیس 
ترجمه ی صالح بوعذار
چونان مسافری،
بر چهره‌ی خویش،
شیشه‌ی چراغ‌دانم را،
رها ساختم.
نقشه‌ام، ...

ادامه ...
داستانی از رابرت برتون رابینسون
ترجمه ی نگین محجوب
شانزدهم شهریور ماه ١٣٩٧ | ادبیات جهان | نگین محجوب داستانی از رابرت برتون رابینسون
ترجمه ی نگین محجوب
رابرت برتون رابینسون نویسنده ی یازده رمان و داستان بلند و چند ده تا داستان کوتاه است. در دهه ی ٨٠ میلادی نمایشهای موزیکال برای بزرگسالان نوشت. چند سال بعد با الهام از شخصیتهای برنامه ی «گلدن تی وی» فیلم نامه ای نوشت ؛ با آن در مسابقه ی ملی نویسندگی شرکت کرد و به مرحله ی فینال راه یافت. ...

ادامه ...
شعری از ایلهان گچر İlhan Geçer
به همراه اصل شعر
برگردان از پونه‌ی شاهی
یازدهم شهریور ماه ١٣٩٧ | ادبیات ترکیه و آذربایجان | پونه‌ شاهی شعری از ایلهان گچر İlhan Geçer
به همراه اصل شعر
برگردان از پونه‌ی شاهی
چشمان‌ات هم‌چون دو قطره ستاره است
شب‌ها بر در خانه‌ام می‌زند
بارش بارانی سبز در درون‌ام سر می گیرد ...

ادامه ...
شعرهایی از آفاق شوهانی
یازدهم شهریور ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | افاق شوهانی شعرهایی از آفاق شوهانی
پشت اسم من می‌خندی
و من می‌دانم اسم من از اول تو بوده
باران را با حروف‌ات خُرد می‌کنی
و چیزی از ماقبل بعدها به روی‌ام می‌آوری
آیا در ورای من ساعت‌شماری هست؟ ...

ادامه ...
یادی از پرویز شاپور
همه مردم جهان به یک زبان سکوت می‌کنند
آزاده حسینی
یازدهم شهریور ماه ١٣٩٧ | اندیشه و نقد | آزاده حسینی یادی از پرویز شاپور 
همه مردم جهان به یک زبان سکوت می‌کنند
آزاده حسینی
پرویز شاپور به گفته ی مادرش مردی کم حرف اما به استناد تاریخ نامی در ادبیات مدرن ایران، مردی که حرف های بسیار برای گفتن داشت. و بدرستی احترام عبارت «کم گوی و گزیده گوی چون دُر» را رعایت می کرد.
نویسنده ای که از سی سالگی با نشریه «توفیق» و «سپید و سیاه» شروع کرد. در ابتدا با نام مستعار «کامی» یا «کامیار» نوشته هایش در ستون نشریات آمد. نام فرزندشان که همسرش فروغ فرخزاد نیز در شعرهایش به آن اشاره می کند ...

ادامه ...
شعری از فرناز فرازمند
هفتم شهریور ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | فرناز فرازمند شعری از فرناز فرازمند
ماه که بتابد
برق می‌زند صدف آدم
می‌ﮔﺬاﺭی‌اﻡ کنار گوش
صدای دریا بیاید، بخوابی ...

ادامه ...
شعرهایی از مجتبی حیدری
هفتم شهریور ماه ١٣٩٧ | قوالب کلاسیک | مجتبی حیدری شعرهایی از مجتبی حیدری
بستند زبان باغ را بند به بند
خشکید دهان غنچه ها بی لبخند
مردم به طمع به باغبان ها گفتند
از ما تبر،از شما درختان بلند ...

ادامه ...
شعری از میلاد منظور الحجه
هفتم شهریور ماه ١٣٩٧ | قوالب کلاسیک | میلاد منظور الحجه شعری از میلاد منظور الحجه
از حرکت موزون به روی شعری از یک درد
از بوسه های لحظه ای روی لب تاریخ
تا خواستگاری کردن ابلیس از حوا
قبل از هبوط آدم بی روح بر مریخ ...

ادامه ...
شعری از صالح بوعذار
سی و یکم مرداد ماه ١٣٩٧ | شعر امروز ایران | صالح بوعذار شعری از صالح بوعذار
در شهریورِ
هذیان
شرابه‌های شوکران
می‌دود
در شریان شط
و صفیر گلوله‌های همسایه،
خواب سپید نخلستان‌های شهر را ...

ادامه ...
داستانی از علی خاکزاد
سی و یکم مرداد ماه ١٣٩٧ | داستان | علی خاکزاد داستانی از علی خاکزاد
خاله سفره یک بار مصرف گل بته ای را آورد،آن سرش را دخترخاله گرفت و رولش ماند تو دست های سفید او،دور رفتند از هم،یکی سمت ال سی دی،یکی سمت مبل ها. خاله گفت:
-خوبه
انتهای سفره را با گزلیک برید،لبه هاش را کشیدند،چند بار تکانش دادند تا دو سه تای سفره باز شد و دهنم آب افتاد برای شام ...

ادامه ...
شعرهایی از استر گرانک
ترجمه ی غزال صحرایی
سی و یکم مرداد ماه ١٣٩٧ | ادبیات فرانسه | غزال صحرایی شعرهایی از استر گرانک
ترجمه ی غزال صحرایی
استر گرانک(Esther Granek )؛ شاعر و ترانه سرای خود آموخته فرانسوی زبان و اهل بلژیک است.او ٧ آوریل ١٩٢٧ در بروکسل متولد شد. از سال ١٩۵۶ مقیم اسرائیل شد و به مدت ٣۵ سال به عنوان منشی و حسابدار در سفارت بلژیک در تلاویو خدمت کرد.به او بخاطرخدمات ارزنده اش مدال افتخار شهروندی تعلق گرفت.آثار استر گرانک سه مجموعه شعر را شامل می گردند که عبارتند از ...

ادامه ...
شعری از سمیه جلالی
سی و یکم مرداد ماه ١٣٩٧ | قوالب کلاسیک | سمیه جلالی شعری از سمیه جلالی
زیر و رو شود چه فرق می‌کند تنت، وصله‌ی نه سازگار همسرت شود
آن غریبه‌ی نه آشنای هم نفس، جان پناه و یارِ غار و دلبرت شود
شب به شب،شبانه‌های وهم و انتظار، وحشیانه هجمه‌ی بغل بگیردت
از خودت جهان دیگری بسازی و مرگ هم قطار و نابرادرت شود
...

ادامه ...