غزل هایی از سیاوش پورافشار

نویسنده : سیاوش پورافشار
تاریخ ارسال : نوزدهم آبان ماه ١٣٩۴


عزل اول

شبیه نرگسی و قاب رو شکافته ای

بلور تنگ هوا را به بو شکافته ای

مرا که حسرت دیدار زلف تو مانده ست

ندیده رگ به رگ و مو به مو شکافته ای

به کفر چشم تو پیوند می خورد ایمان

چو ذوالفقار مرا از دو سو شکافته ای

صلاح کار خودت را تو خوب می دانی

که چشم دوست و قلب عدو شکافته ای

دلم گیاه غریبی است، بی تو و افسوس!!

تو راز دل، لب گلهای جو شکافته ای.

 

غزل دوم

تو ماندگار تر از من بمان که رفتنی ام

تو باغ باش و من آن باغبان که رفتنی ام

نفس به یاد تو پس می دهم بمان دریا!

حباب بر سر آبم بدان که رفتنی ام

تو جاودانه بر این در بتاب ای خورشید

یخم قسم به همین آسمان که رفتنی ام

تو مثل آینه ای روشنی که خواهی ماند

منم غبار نشسته بر آن که رفتنی ام

ملامتم مکن ای دوست قسمتم این بود

نداشتم خبر از ناگهان که رفتنی ام


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : معصومه صالحی
آدرس اینترنتی : http://Telegram.me/salehimasi

قشنگ بود خوشم اومد مخصوصا غزل دوم