گذری بر شکل گیری شعرمعاصر اردو
سمیرا گیلانی

نویسنده : سمیرا گیلانی
تاریخ ارسال : بیست و نهم آبان ماه ١٣٩۴


گذری بر شکل گیری شعرمعاصر اردو

سمیرا گیلانی

درصده های دوازدهم و سیزدهم میلادی ابتدا در جنوب شبه قاره (دکن) ، در دوران حکومت عادل شاهی و قطب شاهی (حک:251-914 ق/895-1508م)و سپس در مناطق شمالی شبه قاره و در زمان حکومت بابریان (حک:320-645ق / 932-1247م ) اثرات زبان فارسی بر ادبیات و زبان شبه قاره کاملا مشهود است.در این دوران اوضاع سیاسی ایران بسیار آشفته بود : ازیک طرف حکمرانان صفوی به اسم مذهب و دین شعرا را می کشتند .به همین علت بسیاری از شاعران ایرانی از خاک ایران گریخته و به شبه قاره پناه می بردند.ازجمله این شاعران می توان حکیم رکنامسیح کاشانی (1066ق/1656م)،سلیم تهرانی (1057ق/1647م)، محمد باقر خورده کاشی (صده ی 11ق/صده ی17م) و عماد الدین الهی اسدآبادی (1064ق/1654م) رانام برد.از سوی دیگر شعر فارسی مورد پسند حاکمان شمال و جنوب شبه قاره قرارگرفت تا جایی که خودشان نیز به شعرگویی به زبان فارسی پرداختند.دردوران حکومت محمد عادل شاه (حک:725-752ق/1325-1351م)به جای اصناف واوزان هندی،اوزان و اصناف،تراکیب و اسالیب شعر فارسی رایج شد.محمدقلی قطب شاه (حک:988-1020ق/1580-1611م)غزل های حافظ را به اردو ترجمه کرد . در اشعار و آثار وی تاثیرات انوری،خاقانی وعنصری کاملا مشهود است تا جایی که ازوی آثاری به زبان فارسی نیز وجود دارد.به این ترتیب شعر گویی به زبان فارسی در شبه قاره رواج بسیار یافت.بعد ازشکل گیری زبان و ادبیات اردو،عناصر فارسی به وفور وارد زبان اردو گردید وتمام معیارها و موضوعاتی که پیش ازاین در فارسی رایج بود،وارد زبان اردو شد:مضامین و موضوعات مربوط به عشق،اقسام تشبیهات و استعارات و صنایع و بدایع لفظی و معنوی،زبان،محاورات و روزمرات، در ابتدا از زبان فارسی اخذو قالبهای مختلف فارسی مانند قصیده،غزل،رباعی،مثنوی،ترکیب بند و ترجیع بند وارد اردو شدند.ازمیان تمام این قالبهای شعری،غزل درشعراردو جایگاه و اهمیت ویژه ای یافت. خواجه­میردرد (1199ق/1785م) ،سودا (1185ق/1781م) ، غالب(1286ق/1869م)، مومن(1267ق/1851م)، ناجی (1147ق/1734م)، ­حاتم (1101ق/1690م)، آبرو(1146ق/1733م) و غیره شاعران مشهور این دوره هستند.

پیشینه ی شعر نوی اردو:

نفوذ وسلطه ی غربی ها که پیش از این برتمام ابعاد زندگی مردم و جامعه اثرگذاشته بود،سایه ی تاثیراتش رابر شعر و ادب افکند.پابند نظم (شعرهای موزون و مقفی /شعرکلاسیک) و نظم معرّا(معادل شعرسپیدفارسی)دراین دوران متولد شدند. شعرا به جای سرودن اشعار کلاسیک به ساده گویی پرداختند.به عبارت دیگر این دوران،دوران احیای ادبی است که غربی ها و متاثرین ازآن نقش به سزایی داشتند.یکی ازنمونه های بارز این تاثیرگذاری ایست ایندیا کمپانی[1] است که ظاهرا شرکتی تجاری بود ولی دراصل اهداف سیاسی را دنبال میکرد و اولین گام برای گسترش نفوذ انگلیسی ها بر شبه قاره بود.انگلیسی ها به خوبی درک کرده بودند که اگربخواهند بر شبه قاره حکومت کنند،باید به تمام کارمندان و کارکنان خود زبانهای محلی را بیاموزند وآنها را به طور منظم و دقیق تعلیم و تربیت دهند. با تاسیس این کالج فرهنگ انگلیسی به طور غیر مستقیم واردشبه قاره شد.زبان علمی و آموزشی این کالج انگلیسی بود بنابراین وقتی دانشجویان مسلمان وارد این کالج می شدند،همراه یادگیری زبان انگلیسی ،فرهنگ غربی را نیز می آموختند.ترویج زبان انگلیسی درمیان عامه ی مردم باعث ترویج افکار و خیالات وعلوم جدید درمیان آنهاگردید.همزمان با این تغییرات سیاسی مفاهیم و موضوعات شعرنیزتغییر کرد و شعرا به مسائل سیاسی،اجتماعی و ملی تمایل پیداکردند. نمونه ی بارزدیگر ازنموداین اثرات نهضت علیگر است که بعد ازتاسیس کالجِ سرسیداحمدخان(1276ش/ 1897م) به همگان معرفی شد.گرچه وی بیشتر درحیطه ی نثر تلاش می کرد ولی نتیجه ی فعالیتهایش  باعث تمایل ادبا به سوی غرب شد. غایت گرایی ، اصلاح طلبی وایجاد حس مسئولیت پذیری اجتماعی در نویسندگان و ادبا ،بعدازنهضت علیگر در تمام اصناف ادبی اردو به چشم می خورد. حالی(1332ش/1914م)،آزاد (1328ش/1910م)، شبلی نعمانی (1332ش/1914م)، اسماعیل میرتی ( 1335ش/1917م) ، مولوی نذیراحمد (1330ش/1912م) و عبدالحلیم شرر (1344ش/1926م)شاعران مشهوراین نهضت هستند. سرسید مخالف شعر وشاعری نبود بلکه می خواست شاعری را به سمت طبیعت گرایی (ناتورالیسم / نچرال ) سوق دهد و به تشویق ایشان محمدحسین آزاد مشاعرات ناتورالیسمی(نچرال ) خود را پایه گذاری کرد ومثنوی "خواب امن"را سرود . همچنین از نوگرایی های فکری سرسید این بود که وی اعتقاد داشت پای بندی به ردیف و قافیه مانع از جریان خیال است.

پیش از 1857م به دلیل زندگی پرآشوب و شکست های اجتماعی ، تعداد شهر آشوب ها و هجویات درشعراردو زیاد است ولی بعد از1857 با تاثیر از آثار غربی ،عصر شعرجدید در شبه قاره آغاز می شود.درچنین اوضاع و شرایطی انجمنی با نام " انجمن اشاعت مطالب مفیده ی پنجاب " در لاهور تاسیس شد که بعد ها به " انجمن پنجاب " شهرت یافت . بیشترین شهرت این انجمن به خاطر جلسات  مشاعره اش  بود . این مشاعره ها راه را برای شعر گویی به شیوه ی انگلیسی هموارکرد.آغاز این مشاعره ها در خردادماه 1253ش/ می1874م  بود . ازمیان شعرای شرکت کننده در این انجمن ها محمد حسین آزاد و مو لانا الطاف حسین حالی اهمیت ویژه ای داشتند.بنابراقتضای شرایط جدید و با تایید کرنل هالراید[2] ، محمدحسین آزاد شاعری جدید را پایه گذاری کرد . آزاد بعد از آشنایی با نمونه های شعرجدید انگلیسی وتحت تاثیر آنها سعی بر وارد کردن تغییرات در شعر اردو نمود. در جلسه ای که در 1246ش/ 1867م به اهتمام این انجمن تشکیل گردید،آزاد سخنرانی خود باعنوان " در باب خیالات نظم و کلام موزون " را ارائه نمود و نظم جدید را بنیان نهاد و در مشاعره ای که در1253ش/ 1874م برگزار شد، وی مثنوی " شب قدر " خود که با سبکی جدید سروده شده بود ، را خواند و بدین ترتیب نخستین گام را در عملی کردن سخنرانی خود برداشت. از نظر تاریخی شعرهایی که متاثر از این انجمن سروده شده اند،اولین عکس العمل در مقابل غزل کلاسیک بودند که این امر بیش از همه در مقدمه ی شعر و شاعری حالی نمایان است. گرچه حالی و شعرای هم عصر وی نتوانستند به طور کامل از قید و بند ردیف و قافیه رها شوند ولی موفق به رواج نظم در ادبیات اردو گردیدند  تمام اهتمام آزاد،به جای غایت گرایی معطوف به ترویج سنت غربی با مقاصد ادبی بود و تلاش می کرد تا طبیعت گرایی (ناتورالیسم/نیچرل شاعری) مقبول بیوفتد.

"معرا نظم" نوعی ازشعر است که وجود عروض و بحور درآن الزامی است ولی قافیه خیر. نظم معرا به زبان عوام نزدیک بود یعنی بابیانی ساده به بیان شرایط می پرداخت. حالی، آزاد ، اکبر اله آبادی ، اسماعیل میرتی  و عبدالحلیم شرر ازجمله شاعرانی بودند که به شعرگویی بااین سبک می پرداختند.مهم ترین قالب شعری که تحت تاثیرادبیات انگلستان وارد زبان و ادبیات اردو شد همان بلنک ورس[3] است . در ابتدا این شعر را در اردو " نظم غیر مقفی " می گفتند . حالی در مقدمه ی شعر و شاعری می نویسد :" امروزه در اروپا نسبت شعرهای غیر مقفی به شعرهای مقفی بیشتر است ." برای اولین بار مولوی عبدالحق نظم غیر مقفی را نظم معرا نامید. در زبان انگلیسی فقط یک بحر مخصوص برای بلنک ورس وجود دارد در حالی که در زبان اردو بحر مخصوصی برای نظم معرا وجود ندارد.شروع با قاعده ی نظم معرا در اردو رابرخی نقادان از اشعار عبدالحلیم شرروعده ای درآثاراسماعیل میرتی می بینند. در این دوره نظم های انگلیسی بسیاری نیزترجمه شدند که تاثیرعمیقی بر اسلوب و قالب و مواد اولیه ی شعر گذاشتند .

نهضت رمانتیسم :

نهضت رمانتیسم ازجمله نهضتهایی است که در نتیجه ی مطالعه ی شعرهای انگلیسی درادبیات اردووباقالبی متفاوت از کالبدفرسوده ی خودش شکل گرفت. در ادبیات اردو این نهضت واکنشی به نهضت سرسید احمدخان بود.سرسید به عقلانیت و مادی گرایی و حقیقت نگاری توجه زیادی کرده و فرد و جنبه های احساسی زندگی وی را نادید میگرفت سر عبدالقادر در ابتدای قرن بیستم یعنی در 1280ش/ 1901م  ماهنامه ی "مخزن"را در لاهور منتشر کردکه در میان رساله های علمی- ادبی اردو جایگاه ویژه ای دارد.تمام شعرا و ادبای مکتب رمانتیسم آن دوره آثار خود را در مخزن چاپ می کردند و بدین شکل به مدد این مجله، مکتب رمانتیسم را به تمام اردو دانان معرفی کردند.اخترشیرانی(1327ش/1948م)،حفیظ جالندری(1361ش/1982م)،جوش ملیح آبادی(1362ش/1983م) ، سیماب اکبر آبادی(1330ش/ 1951م) و احسان  دانش(1361ش/1982م)  به این نهضت ادبی وابسته بودند . درادبیات اردو اخترشیرانی پایه گذار رمانتیسم دانسته اند. 

 نهضت ترقی خواه

انقلاب1917روسیه واقعه ی بسیار مهمی بود که بر کل دنیا اثرگذاشت.مانند دیگر کشورها درشبه قاره نیز کوشش برای کسب آزادی بیشتر شد و همین امر سبب گرایش طبقه ی جوان و نوجوان جامعه به کمونیسم[4] شد. درچنین شرایطی بود که سجاد ظهیر (1352ش/ 1973 م) و ملک راج آنند(1383ش/2004م)دوتن از نویسندگان معروف شبه قاره –که در آن زمان در لندن تحصیل میکردند- تحت تاثیر ترقی خواهان اروپا نهضت "نویسندگان ترقی خواه"را درلندن تاسیس کردند که در آن زمان اعضای این نهضت :سجاد ظهیر،ملک راج آنند ومحمددین تاثیر(1329ش/1950م)وغیره بودند.درسال 1315ش/ 1936م اولین جلسه ی این انجمن در لکنهو برگزارشد و بدین ترتیب نهضتی به نام "ترقی خواه"متولد شد که واکنشی به نهضت رمانتیسم بود. موضوع رایج و غالب درآثار ادبا وشعرای این نهضت میان کشاکش سرمایه داری و کارگری و نزاع مالکان و زارعان بود.نویسندگان و شعرای بزرگی هم چون پریم چند(1315ش/1936م)،جوش ملیح آبادی،حسرت موهانی ،  عبدالحق(1340ش/1961م)، عابدحسین،نیاز فتح پوری،قاضی عبدالغفار،فراق گورکپوری،مجنون گورکپوری،علی عباس حسین ، عصمت چغتائی،احمدعباس،احتشام حسین،فیض احمدفیض و ساغرنظامی به این جریان فکری و هنری تعلق داشتند. که ازاین میان منشی پریم چند ، اقبال و عبدالحق به این نهضت رسمیت بخشیدند . شعرای این نهضت به جای غزل بیشتر نظم را برای بیان خیالات و افکار خود انتخاب نمودند .

حلقه ی ارباب ذوق

هرعملی ،عکس العملی رادرپی خواهد  داشت و واکنشی که برخی از ادبا و شعرا به نهضت ترقی خواه نشان دادند،تشکیل حلقه ی ارباب ذوق بود.این واکنش بیشتر در آثار حسن عسکری وممتاز شیرین یافت می شود زیرا این افراد معتقد به "ادب برای ادب " بودند و به قالب و اسلوب اهمیت ویژه ای می دادند .درحالی که شعار ترقی خواهان "ادب برای زندگی " بود. حسن­عسکری و گروهش متاثر  ازادبای فرانسه همچون بادلر[5](1249ش/1867م)،مالارمه[6](1277ش/1898م) و غیره بودند .  در آغاز اسم این انجمن "بزم داستان گویان " بود ولی دردهمین جلسه نام آن به "حلقه ی ارباب ذوق " تغییر یافت.دراین انجمن اهمیت فرد وجامعه یکسان بود.ادبای این حلقه متاثر از فروید[7] و تی.اس.الیوت[8] بودند. درسال 1318ش/ 1939م میراجی نیزوارد این حلقه شد. ادعای اصلی حلقه ی ارباب ذوق آزادی مطلق در آفرینش های هنری و تحلیل های ادبی واجتماعی بود و ادبا وشعرای این نهضت به مکتب فکری خاصی وابسته نبودند.در22اسفندماه 1351ش/ 12مارچ 1972م حلقه به دوقسمت تقسیم شد:اولین دسته که نام خود را حلقه ی ارباب ذوق ادبی گذاشتند.سهیل احمدخان،جاویدشاهین،یونس جاوید وشهرت بخاری از اعضای حلقه ی ادبی بودند.. دسته ی دوم که اسم گروه خود را حلقه ی ارباب ذوق سیاسی گذاشتند.شعار این گروه "ادب برای زندگی" بود. شهزاد احمد،یوسف کامران،امجداسلام امجد وسهیل احمدخان به این دسته تعلق داشتند.

درشعرجدیداردو دو موج مختلف ازدرونگرایی برخاست.اولین موج شامل شعرهای میراجی و هم عصران او یعنی ن.م.راشد وتصدق حسین خالد بود ودومین موج شامل اشعارمجیدامجد ، یوسف ظفر،قیوم نظر و اخترالایمان (1374ش/ 1995م) بود.. دراین زمان موضوع اشعارنه گل و بلبل و ناتورالیسم بود ونه ترانه های قومی وملی ونه اظهارنفس یا پورنو[9] سرایی . بلکه گاهی ازتمام ین موضوعات به دور و گاهی تلفیقی ازتمامشان بود.ازنظر قالب نیزنه فقط شعر آزاد و معرا بلکه پابندنظم هم باشکل های جدید رواج داشت. مجله ی سرعبدالقادر بانام"مخزن" و رساله ی اخترشیرانی "همایون" و رساله ی جوش "کلیم" در ترویج و فروغ هرچه بیشترنظم معرا نقش اساسی داشتند. میراجی در ارتقای شعر نوی اردو جایگاه ویژه وتاریخی دارد.وی شیوه های جدیدی برای شاعری برگزید که به سنت شعری جدیدی مبدل شد.تمام اهتمام شعری وی به شخصیت باطنی انسان و تجربه های انفرادی او بود.وی از فلسفه و اساطیروموسیقی هندوستان نیز متاثربود.وی شاعری چند هیئتی است.هم چنین وی یکی از مروّجان گیت (ترانه) در زبان اردو بود.وی درسال 1310ش/ 1931م اولین شعرنوی خود را سرود. بنیاد شعر وی بر درونگرایی و تلاش برای یافتن حقیقت انسانی است. با تلاش میراجی سوررئالیسم و سمبولیسم وارد شعراردوشدند و همچنین نه تنها پای بندی شعر به اوزان ویکسان بودن طول مصرع ها کنار گذاشته شدوشعرازردیف و قافیه آزاد گردید بلکه شعربه طور کامل از الزامات جهان خارج آزادشده و بادرونگرایی و انفرادیت همراه گشت.درنیمه ی دوم قرن نوزدهم فن شعر اردو نیز مانند موضوعات آن تغییرکرد وتوجه شعرا به متون شعر غربی معطوف گردید که این تغییرات و نوآوری ها در اوایل قرن بیستم به اوج خود رسید. حالی، میرتی و شرر در بحور اردو نوآوری های گوناگونی ایجاد کردند.تعداد ارکان عروضی در اشعارآنها مساوی بود ولی الزامی به وجود قافیه وجود نداشت.اخترشیرانی و ن.م.راشد قالب شعری سانیت را درشعراردورواج دادند.

نظم آزاد:

نظم آزاد در زبان اردو به شعری اطلاق می شودکه ازقیدردیف وقافیه آزاد ولی پای بند وزن وبحرخاصی است. وقتی شعر آزاد وارد زبان اردو شد با شیوه ی جدیدی در آثار شعرایی هم چون تصدق حسین خالد ، میراجی ون.م.راشد به حیات خود ادامه داد.شعر آزاد انگلیسی آهنگی نثروار اختیار کرد درحالی که شعرآزاد اردو از وزن عروضی رها نشد.آغازشعرنثروار ازفرانسه می باشد. تصدق حسین خالد،ن.م.راشد و میراجی پایه گذاران شعر آزاد اردو هستند.نخستین شعرآزاد اردو را تصدق حسین خالد سرود.خالددرشعرش مصرع های کوتاه وبلند به کار برد وقالب قدیم شعرگویی راشکست و شعرآزاد را بنانهاد.وقتی وی سرودن شعر نو راآغاز کرد یعنی درسال 1304ش/ 1925م  وقتی مجموعه شعری خود با نام سرود نو را سرود،دربرابر وی هیچ نمونه ی شعرآزادی وجود نداشت. خالد شعر نوی شعرای انگلیسی و فرانسوی را مطالعه کرده بود و تحت تاثیر همین آشنایی با ادب اروپا و غرب،به سرودن شعرنو متمایل شد. وی شعرهای ابتدایی خود را منتشر نکرد زیرا درمحافل شعری این تجربه ی جدید وی مورد تشویق قرار نگرفت.علاوه براین خالد به هیچ انجمن یا گروه ادبی وابسته نبود به همین دلیل همواره تنهاروی می کرد وهمین امر باعث شد تا تجربه ی جدید وی رواج پیدا نکند.وی پیش ازسفربه انگلستان نتوانست گام موثری درترویج شعرآزاد بردارد.زندگی در انگلستان این فرصت را برای وی به وجود آورد تا به طور کامل به مطالعه ی شعرآزاد بپردازد.درهمین دوران که وی در انگلستان به سر می برد یعنی در1311ش/1932م اولین مجموعه شعر آزاد راشد چاپ شد که کل مجموعه فقط شامل شعرآزاد بود.به همین علت گفته می شود که راشد نخستین شعرآزاد راسروده است. راشد با زبانهای اردو،فارسی،انگلیسی ،هندی،فرانسوی و روسی آشنا بود.وی به کشورهای مختلف مانند ایران،انگلستان،مصر،عراق وهند سفرکرد.وی در ایران با ملک الشعرای بهار،رشیدیاسمی(1951م/1330ش) و نیما یوشیج ملاقات کرد. راشد تاثیرات زیادی ازنیما پذیرفت تا جایی که عنوان " پدر شعرنوی اردو" را نیز ازآن خود کرد.

در23مردادماه 1326ش/ 14آگوست 1947م تقسیم هندوپاکستان انجام شدوپاکستان به عنوان سرزمینی آزاد به دنیا معرفی گردید.مسئله ی تقسیم هند وپاکستان مانند سایربخشهای زندگی بر شعر و ادبیات نیز تاثیربسیارزیادی گذاشت.مهمترین مسائلی که در این دوره شاعران بدان پرداختند،مسئله ی نقل مکان وذلت سیاسی و اوضاع نابسامان اقتصادی بود..شعرا و ادبای مهاجر همراه خود سنتهای شعری و ادبی منطقه ی محل زندگی خود را وارد پاکستان کردند.بدین ترتیب اولین نمونه های شعر و ادب پاکستان شکل خاصی اختیار نکرد.ولی همین انواع مختلف ادبی بعدها به سود ادبیات پاکستان شد. نمونه ی بارز این نوع شعر،اشعار ناصر کاظمی هستند که جوانان هم عصر وی نیز بسیار ازو تاثیرپذیرفتند. درهمین دوران علاقه ی خاص مجید امجد به طبیعت و کائنات در اشعارش نمایان شد.شعروی مالامال ازافکارجدید و تنوع موضوع بود.جیلانی کامران نیزدرشعرخود به احیای نظام مابعد الطبیعیات اسلامی پرداخت.ازمیان شعرای معاصر شهزاد احمد به علوم مختلف هم چون روانشناسی،فلسفه و علوم اجتماعی واقف بود. درتغزل نیز تغییرات اساسی شکل گرفت.همراه غزل کلاسیک،شیوه های جدیدی درغزل نیز ایجاد شد مانند غزل آزاد،غزل نثری،غزل مسلسل وغزل رجوعی که مقبول عام نشدند مانند­اشعارظفراقبال(متولد1969م/1348ش).دراین دوران فراق گورکپوری (1982م/1361ش) وناصرکاظمی(1972م/1351ش) بیان خاصی در غزل ایجاد کردند و تنوع احساس و رنگارنگی خیال ویژگی بارز غزل آنهاست.شعرای زن پاکستان نیزدرترویج و استحکام بخشی به شعر اردو نقش مهمی داشتند.اداجعفری( 1393ش/ 2015م) ، کشور ناهید (متولد 1319ش/ 1940م)،پروین شاکر(1373ش/ 1994 م) و دیگر شاعران زن تلاش کردند تا احساسات زنانه ی خود را درشعرشان بیان کنند.

 

" وسعت شهر"

آنهایی که ازبیست سال پیش درکنارنهرروان ایستاده بودند

نگهبانان شجاع مرزهای مزارع مواج

انبوه،دوست داشتنی،سایه گسترده وسبز

به بیست هزارفروخته شدندتمام درختان سرسبز

درختانی که در هرنفسشان طلسمی عجیب بود

تیشه ی قاتل  پیکر قهرمانشان را پاره کرد

دیوارسبزفام درختان زخمی ناله کنان بر زمین افتاد

پیکربریده شده شان،استخوانهای شکسته شده شان،برگ و بار آراسته شان

تلی از اجساد در کفن زردِخورشید خوف زده

امروز ، من در کنار نهرروان ایستاده ام و می اندیشم

دراین کشتارگاه تنهاشاخه ای از فکرمن است که پربار است

ای فرزندان آدم ! اینک بر من نیز ضربه ای کاری.....

                                                         (مجید امجد ،1974)

 

 

 


[1]East india company

[2]Holroyd, Col. W.R.H

[3]Blank verse

[5]Charles Pierre Baudelaire

[6]Stéphane Mallarmé

[7]Sigmund Freud

[8]T. S. Eliot

[9]porno


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :