شعری از پرویز قره باقری

نویسنده : پرویز قره باقری
تاریخ ارسال : چهارم بهمن ماه ١٣٩۵


" کرم ابریشم "

دو بچه کرم ابریشم یکی تو دیگری هم من
که رویاهایمان روزی به یکدیگر رسیدن بود

نه شوق پر زدن بود و نه پروانه شدن، آری
تمام آرزوی ما فقط با هم پریدن بود

من از بس عاشقت بودم که در رویای شیرینم
همیشه عشق طرحی از دو چشمان تو در من بود

چقدر آغاز تلخی شد جدایی و قفس اما
به شوق پرزدن با تو دلم گرم تنیدن بود

گذشت و فصل گلها شد قفس های تنت وا شد
دل تو بی خبر از من به فکر پرکشیدن بود

نه من در خاطرت بودم نه رویایی به یادت ماند
که پروانه شدن در تو،  مرا در خود ندیدن بود

تو پروانه شدی رفتی، دل من بی خبر اما
هنوزم در هوای تو فقط گرم تنیدن بود...


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :