بررسی مباحث اخلاقی و تربیتی در بوستان سعدی
وحید یوسف پور / زهرا رشیدی افشرد

نویسنده : وحید یوسف پور / زهرا رشیدی افشرد
تاریخ ارسال : بیست و دوم آذر ماه ١٣٩۶


بررسی مباحث اخلاقی و تربیتی در بوستان سعدی
وحید یوسف پور  
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
زهرا رشیدی افشرد  
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور واحد تبریز


چکیده

در قرن هفتم بعد از حمله خانمان سوز مغول ها شیخ مصلح الدین بن عبدالله، سعدی، در شیراز پای به عرصه شعر و ادب پارسی نهاد. با «بوستان» و « گلستان» در نظم و نثر فارسی قله های دست نیافتنی را با مباحث اخلاقی و تربیتی، که تاکنون زیور فرهنگ ایرانیان است را به زیور طب آراست. بوستان که سرشار از اشعار حکیمانه است با مفاهیم اخلاقی تربیتی پیوندی ناگسستنی دارد. هنر نویسندگی سعدی و نکته-های لطیف اخلاقی تربیتی در بوستان که در تحقیقات گذشته کمتر بدان توجه شده است. ما را بر آن داشت تا در مقاله ای جداگانه به بررسی  این مبحث در سعدی نامه بپردازیم. مقالۀ حاضر سعی دارد با پرداختن به «مباحث اخلاقی تربیتی در بوستان»، جهان بینی و جامعه آرمانی سعدی در بوستان را با ذکر شواهد شعری و تحلیل های مناسب تبیین کند.


 کلید واژه ها:
 سعدی، بوستان، مباحث تعلیمی اخلاقی، سعدی نامه



مقدمه

بوستان یکی از قلّه های شعر و ادب فارسی و سعدی قلّه نشین ادبیات فارسی است بنابراین نوشتن از کسی و کتابی که بارها راجع به آن گفته اند و نوشته اند و همه گفتنی ها را گفته و جستنی ها را جسته اند، بسیار دشوار است. اما از آنجا که آثار سعدی کتاب سفر و همسفر همه پارسی زبانان است. بررسی آثار سعدی  از حیث مباحث مختلف همواره ارج نهاده شده است. بر آن شدیم تا به پیشنهاد استاد راهنمای فاضل و فرهیخته، سرکارخانم دکتر عبدالهی و با عنایت به علاقه و انگیزه نگارنده به شیخ اجل و مباحث اخلاقی تربیتی، به اندازه وسع و دانش ناچیز خود، سعدی نامه را از نظر «مباحث اخلاقی و تربیتی» مورد کنکاش قرار بدهیم. یافته های پژوهش نشان می دهد که سعدی یکی از بزرگ ترین شاعران اخلاقی تربیتی است و از دانش، اطلاعات علمی گسترده و هوش سرشار در سرودن حکایت های منظوم استفاده کرده است. شیخ اجل با نگاهی فلسفی و حکیمانه ای که نسبت به مباحث مختلف اخلاقی و تربیتی در اثر ماندگار خود بوستان دارد، مسایل اخلاقی تربیتی را با قصه های منظوم به رشته تحریر در آورده است و از سرودن هر حکایتی نیز هدف خاصی را دنبال کرده است برای روشن ساختن موارد گفته شده. در این مقاله ابتدا به تعاریف کلیات (مباحث نظری) پرداخته شده، سپس به تحلیل این موارد در کتاب بوستان پرداخته ایم.
پیشینۀ تحقیقات در زمینه سعدی پژوهی نشان می دهد که به مباحثی چون ضرورت تبیین رویکردهای اخلاقی و تربیتی، گزاره های اخلاقی، فلسفه اخلاق، جایگاه کمی مباحث اخلاقی در طول آثار سعدی، جامعۀ آرمانی سعدی و از این نوع موارد کمتر توجه شده است. از سویی این فرض در خصوص اخلاقیات و تعلیمات اخلاقی شاعر بزرگ قرن هفتم مطرح است که آیا سعدی به سطحی نگری و شعارهای سطحی بسنده کرده است و یا با نگاهی حکیمانه و فلسفی به طرح مسائل اخلاقی و تربیتی پرداخته است در پژوهش حاضر در صدد پاسخ به این مباحث خواهیم بود.



تعاریف کلیات

در فرهنگ فارسی دهخدا، تربیت را به نقل از تاج المصادر بیهقی، پرورانیدن و به نقل از دهار و زوزنی و منتهی الارب، المنجد پروردن و آموختن، معنی کرده اند.
شهید مطهری در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام، تربیت را از چند دیدگاه تفسیر کرده‌اند از نظر ایشان:« تربیت ساختن نیست آن طور که مثلاً خانه‌ای را بسازند بلکه از نوع پرورش یک موجود زنده یعنی فراهم کردن زمینه رشد استعدادی که در موجود زنده هست می‌باشد»(1378: 97)
همچنین در تعریف اخلاق آمده است:« اخلاق جمع خُلق و به معنای نیرو و سرشت باطنی انسان است که تنها با دیده بصیرت و غیر ظاهری قابل درک است. در مقابل خَلق به شکل و صورت محسوس و قابل درک چشم ظاهر گفته می شود؛ همچنین «خُلق» را صفت نفسانی راسخ نیز می گویند که انسان، افعال متناسب با آن صفت را بی درنگ، انجام می دهد، مثلاً فردی که دارای «خلق شجاعت» است. در رویا رویی با دشمن، تردید به خود راه نمی دهد»(راغب اصفهانی،159:1340)
«اخلاق را گاه به معنی شیوه های رفتاری یک فرد، گروه یا جامعه که ناشی از نظام ارزشی باشد به کار می بریم و گاه آن را مترادف با خوش رفتاری می دانیم».(رضوی و همکاران،17:1374).
سعدی نامه دنیایی است که آفریده خیال های شاعرانه سعدی است و از این رو است که در آن انسان آنگونه که باید باشد و نه آنگونه که هست چهرۀ می نمایند. در این کتاب پر مغز از دنیای واقعی که آکنده است از زشتی، تباهی و شقاوت کمتر سخن به میان می آید و آنچه بیش از هر چیزی نمایان است درخشندگی نیکی است، سعدی در بوستان بیشتر به دنبال ترسیم جامعۀ آرمانی خود هست تا از وجود رفتارهای شایسته و بایسته و ارزش های اخلاق و تربیتی بیشتری جهان را  بهره مند سازد و از وجود نابهنجاری های اخلاقی و تربیتی به سهم خود جلوگیری کند. در این کار نیز توفیق دارد طوری که هانري ماسه، اديب فرانسوي، بوستان را«شاهكار سعدي و حماسه اي اخلاقي» خوانده است و در مغرب زمين برخي از ابيات بوستان را شبيه سخنان آسماني مي انگارند. سعدی در تصویر این مدینه فاضله دایم از تجربه ها، سرگذشت ها و روایت های گذشتگان یاد می کند؛ در نظر او در ورای هر چیزی نکته ای اخلاقی تربیتی و عبرتی نهفته است، از این رو  در تأثیر خوی و سرشت بر تربیت و تغییر ناپذیری بودن ذات انسان با نگاهی جبرگرایانه در تمثیلی زیبا می گوید:
یکی بچۀ گرگی می پرورید /  چو پرورده شد خواجه را بر درید (1)
چو بر پهلویِ جان سپردن بخفت / زبان آوری بر سرش رفت و گفت
تو دشمن چنین نازنین پروری / ندانی که ناچار زخمش خوری؟
سعدی بارها در بوستان متذکر می شود که طینت باطنی و خلق و خوی انسان ها تغییر پذیر نیست و اصطلاحاً تربیت را با نگاهی جبرگرا، برای افرادی که سرشت نامناسب دارند، بی تأثیر می داند.
همه فیلسوفان یونان و روم / ندانند کرد انگبین از زَقوم
ز وحشی نیاید که مردم شود/ به سعی تربیت در او گم شود
توان پاک کردن ز زنگ آینه / ولیکن نیاید ز سنگ آینه
به کوشش نروید گُل از شاخ بید / نه زنگی به گرمابه گردد سپید
چه رد می نگرد خدنگِ قَضا / سپر نیست مر بنده را جز رضا

 در حکایتی دیگر از بوستان با نگرشی اختیارگرا، یکی از زمینه های اجتماعی گمراه شدن را تأثیر هم نشین بد می داند؛ از دید سعدی همان گونه که هم نشینی با دوستِ خوب، عامل مهم گرایش به کارهای نیک است هم نشین بد نیز عامل ویرانگری و تباهی است:
مکن با فرومایه مردم، نشست / چو کردی، ز هَیبت فرو شوی دست
به فتراک پاکان درآویز چنگ / که عارف ندارد ز دریوزه ننگ
گرت عقل و رای است و تدبیر و هوش / به عزت کنی پندِ سعدی به گوش
که اغلب در این شیوه دارد مقال / نه در چشم و زلف و بناگوش و خال
سعدی بار دیگر برای بیان دیدگاه اختیارگرایانه خود نسبت به اخلاق و مسایل اخلاقی به تمثیلی نغز دیگر توسّل می جوید:
وجود تو شهریست پر نیک و بد / تو سلطان و دستور دانا، خرد
تو را شهوت و حرص و کین و حسد / چو خون در رگانند و جان در جسد
هوا و هوس را نماند ستیز /  چو  بینند  سر پنجۀ  عقل  تیز
خُنُک ان که در صحبت عاقلان / بیاموزد اخلاق ِ صاخب دلان

خُنُک آن که در صحبت عاقلان / بیاموزد اخلاق ِ صاخب دلان

به اعتقاد سعدی کسی که تواضع و فروتنی اخلاقی پیشه کند و خود را هیچ انگارد، غرور و تکبر را کنار بگذارد عزت می یابد از این رو با دعوت مخاطبان خود به  فروتنی، افتادگی و تواضع اخلاقی به او در صورتی که این هنجار اخلاقی ـ تربیتی را به جای آورد نوید مقام و مرتبه گوهر بودن می دهد:
یکی قطرۀ باران ز ابری چکید / خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم؟ / گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید / صدف در کنارش به جان پرورید
بلندی از آن یافت کو پست شد / در نیستی کوفت تا هست شد

و در حکایتی دیگر می سراید:

زخاک آفریدت خداوند پاک / پس ای بنده افتادگی کن چو خاک
حریص و جهان سوز و سرکش مباش / زخاک آفریدندت آتش مباش
چو گردن کشید آتش هولناک / به بیچارگی تن بینداخت خاک
چو آن سرفرازی نمود این کمی / از آن دیو کردند از این آدمی

 در نکته  ظریف اخلاقی، بذل و بخشش و احسان  بی چشم داشت را توصیه می کند و این کار را از اخلاق پیامبران بر می شمارد.
چو اِنعام کردی مشو خود پرست / که من سَروَرم دیگران زیر دست
چو بینی دعا گوی دولت هزار/ خداوند را شکری نعمت گزار
که چشم از تو دارند مردم بسی / نه تو چشم داری به دستِ کسی
کَرَم، خوانده ام سیرتِ سَروَران / غلط گفتم، اخلاقِ پیغمبران  


به اعتقاد سعدی نطق و سخن نشانه کمال انسان است و از نظر تربیتی و اخلاقی بنظر شیخ اجل بهتر است انسان شأن و مقام خود را با پُرحرفی و سخنان کم ارزش از بین نبرد، او  کم حرفی را نشانه خرد و پر حرفی را سبک مغزی و آفت می داند و در چندین حکایت به این موضوع اخلاقی ـ تربیتی می پردازد:
کمال است در نفس انسان سخن / تو خود را به گفتار، ناقص مکن
کم آواز هرگز نبینی خجل / جوی مُشک بهتر که یک توده گل
حذر کن ز نادان ده مرده گوی / چو دانا یکی گوی پرورده گوی   

در جای دیگر می گوید:
به نطق است و عقل آدمیزاده فاش / چو طوطی سخنگوی نادان مباش
به نطق آدمی بهتر است از دواب / دواب از تو به گر نگویی صواب
غیبت و عیب جویی از دیگران را نیز دور از موازین اخلاقی می داند؛ به اعتقاد او این کار حتی  از دزدی کردن هم بدتر و زشت تر است:
کسی خوش تر از خویشتن دار نیست / که با خوب و زشت کسش کار نیست
به  بد گفتن خلق چون  دم زدی  /  اگر  راست گویی هم،  بدی
                                ***
بلی گفت دزدان تهوّر کنند / ببازوی مردی شکم پر کنند
نه غیبت کن آن ناسزاوار مرد / که دیوان سیه کرد و چیزی نخورد
                                ***
مکن پیش دیوار غیبت بسی / بود کز پسش گوش دارد کسی
               
سعدی در حکایتی های متعدد بهترین سن و سال برای تربیت را خردسالی معرفی می کند و خردسالان را به آموختن خرمندی و به تحمل جوراستاد سفارش می کند و کسانی را که طاعت استاد می برند را نوید عزت و اکرام می دهد. همچنین کسانی را که در خرد سال تربیت استاد نمی پذیرند را از جفای روزگار بر حذر می دارد.
چو خواهی که نامت بماند به جای/ پسر را خردمندی آموز و رای
به خُردی درش، زَجر و تعلیم کن / به نیک و بدش، وعده و بیم کن
نوآموز را را ذِکر و تحسین و زِه / ز توبیخ و تهدیدِ استاد بِه
ندانی که سعدی مراد از چه یافت / نه هامون نَوَشت و نه دریا شکافت،
به خُردی بخورد از بزرگان قفا / خدا دادش اندر بزرگی صفا
هرآن کس که گردن به فرمان نهد / بسی برنیاید که فرمان دهد
هر آن طفل کو جورِ آموزگار / نبیند، جفا بیند از روزگار
 
در مورد تهذیب نفس انسان ها معتقد است، برای دوری از گناه باید درون را از آلودگی ها زدود، باید نفس خود را همانند کودکی تربیت کرد. بنابراین ادب و تربیت انسان ها را در گرو در تربیت نفس می داند:
«تو خود را چو کودک ادب کن به چوب / بگرز گران مغز مردم مکوب»

سعدی ضمن نکوهش روی آوردن به مال و منال و وابستگی های دنیوی  به جای کسب فضیلت های اخلاقی و تربیتی می گوید:
نه بر باد رفتی سحرگاه و شام/ سریر سلیمان علیه السلام
به آخر ندیدی که بر باد رفت/ خنک آن که با دانش و داد رفت
کسی زین میان گوی سعادت ربود / که در بند آسایش خلق بود
به کار آمد آنها که برداشتند/ نه گرد آوریدند و بگذاشتند

سعدی ضمن ستایش، ارج جوانان  به افراد سال خورده، جوانان را برای کسب فضیلت های اخلاقی و تربیتی سفارش به استفاده از تجربه پیران سالخورده، آگاه، آینده نگر و دور اندیش می کند و در بوستان می-گوید:
« زتدبير پير کهن بر مگرد  / که آزموده بود سال خورد »
به اعتقاد سعدی کسی نیکی می بیند که تخم نیکی می کارد، شیخ اجل درضمن حکایتی یادآور می شود که نیکی در حق دیگران یکی از خدا پسندانه ترین صفات اخلاقی هست و بی گمان خداوند نیکی آدمی را به او باز خواهد گردان حتی اگر نیکی آدمی پاس داشته نشود هم سعدی انسان ها را موظف به نیکی در حق انسان ها می داند؛ زیرا که انسان جانشین خداوند در زمین است.
از زبان پیری نغز گفتار می گوید:
یکی تخم در خاک از آن می نهند / که روز فروماندگی بَردهد
جُوی  باز دارد بلایی دُرُشت / عصایی شنیدی که عوجی بکشت
تویی سایۀ لطف حق بر زمین / پیمبر صفت رحمه العالمین
تو را قدر اگر کس نداند چه غم / شب قدر را می ندانند هم
همچنین سعدی کسانی را که حق نیکی را نشناسند و حرمت ندارند را  بی مروّت خطاب می کند
مروّت نباشد بدی با کسی / کزو نیکویی دیده ای باشی بسی
سخن پایانی با شگرگزاری و سپاس از حضرت باری تعالی که به جای آوردن این شکرگزاری خود یک نکته اخلاقی تربیتی است که انسان نباید از آن غافل شود، هرچند انسان قادر به سپاس از همه نعمت های خداوند نیست
نفس می نیارم زد از شکر دوست / که شکری ندانم که در خورد دوست
عطای است هر موی از او برتنم / چگونه به هر موی شکری کنم؟
ستایش خداونده بخشنده را / که موجود کرد از عدم بنده را  


نتيجه گيري

 سعدی به حق مُعلِّم اخلاق بوده و در علوم دینی، حکمت عملی،  عرفان و سیاست،  شناخت اجتماع متبحر و استاد بوده است به عقیده سعدی هماهنگی بین وراثت و محیط در تعلیم و تربیت انسان ها مؤثر است همچنین سعدی به تربیت نگاه جامع دارد و از جنبه های مختلف مباحث اخلاقی تربیتی را در بوستان مورد ارزیابی قرار می دهد. براساس یافته های ما می شود گفت سعدی نه محیط گرای مطلق است و نه وراثت گرای مطلق بلکه این دو را نسبی می داند و معتقد است در تعلیم و تربیت انسان ها عواملی مانند خلق و خوی باطنی، تجربه، زمان، سن و سال، محیط و اجتماع ... بسیار نقش تعیین کننده دارند. به عقیده سعدی تا زمینه های روحی و روانی در انسان ها فراهم نیاید تعلیم و تربیت عملاً اتفاق نخواهد افتاد.



 


(1)  همۀ  شواهد شعری ازبوستان سعدی براساس نسخه تصحیح شده : محمدعلی فروغی، چاپ سوم،  انتشارات ثمین(پوریا) است


منابع و مآخذ:

1.دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران، چاپخانه دانشگاه تهران. 1339
2. راغب اصفهانی، ابوالقاسم؛المفردات، انتشارات دارالقلم،چاپ اول، بیروت، 1412م.
3. رضوی بهابادی، علی و حسین حسن پور آلاشتی؛ فرهنگ زبان فارسی، انتشارات مهر دانش، بهاباد،1374
4. سعدی، مصلح الدین عبدالله؛ بوستان سعدی، براساس نسخه تصحیح محمدعلی فروغی، انتشارات ثمین(پوریا)، تهران، 1388
7. ماسه، هانری؛ تحقیق در باره سعدی، به کوشش غلامحسین یوسفی و محمدحسن مهدوی اردبیلی، انتشارات توس، تهران، 1364
6. مطهری، مرتضی؛ تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات صدرا، چاپ بیست و سوم، تهران، 1373


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : محمد قرايي
آدرس اینترنتی : http://

عالي بود

ارسال شده توسط : مهدی علیزاده
آدرس اینترنتی : http://

بسیار عالی و اصولی تبیین شده است متشکر از زحمات نویسندگان و دستاندرکاران مجله.

ارسال شده توسط : بهروزسلمان زاده
آدرس اینترنتی : http://

بسیارعالی ورسا ومفید بود استفاده کردم کارارزنده ای بود