شعری از نزار قبانی
ترجمه ی تیرداد آتشکار

نویسنده : تیرداد آتشکار
تاریخ ارسال : دهم دی ماه ١٣٩۶


شعر رسالة من تحت الماء شاعر

ان کنت حبیبي ساعدنی کی ارحل عنک
اگر تو‌ محبوب منی مرا کمک کن تا از تو سفر کنم
او کنت طبیبي ساعدنی کی اشفیء منک
اگر تو طبیب من هستی به من کمک کن تا از تو شفا پیدا کنم
لو اني اعرف ان الحب خطیرٌ جداً ما احببت.
من اگر می دانستم که عشق این گونه خطر ناک است عاشق نمی شدم
لو اني اعرف ان البحر عمیقٌ جداً ما بحرت
من اگر می دانستم دریا این گونه عمیق است
دل به دریا نمی زدم ((دریا نوردی نمی کردم)).
لو انی اعرف خاتمتي ما کنت بدأت
من اگر می دانستم پایان من چنین است آغاز نمی کردم.
اشتقت الیک فعلمنی ان لا اشتاق
مشتاق تو شدم پس به من بیاموز در اشتیاق نباشم
علمنئي کیف اقص جذور هواک من الاعماق
به من بیاموز چگونه ریشه های عشق تو را از اعماق بِبُرم.
علمنی کیف تموت الدمعة في الاحداق
به من بیاموز چگونه اشک در حدقه های چشم می میرد؟
علمني کیف یموت الحب و تنتحر الاشواق
به من بیاموز چگونه عشق می میرد و شوق چگونه خودکشی می کند؟
یا من صورت لی الدنیا کاقصیدة شعر
ای کسی که دنیا را برای من همچون قصیده ی شعری زیبا تصویر کردی
وزرعت الجراحة في قلبی و اخذت الصبر
و زخم در دلم کاشتی و صبر را ربودی
ان‌کنت اعز الیک فخذ بیدی
اگر برای تو عزیز هستم دستم را بگیر
فأنا مفتونٌ من رأسی حتی قدمی
چرا که من از سر تا پاهایم عاشق هستم
الموج الارزق فی عینیک ینادینی نحو الاعماق
موجی آبی در چشمان تو مرا به عمق دریا فرا می خواند
وأنا ماعندي تجربهٌ بالحب و لاعندی زورق
ومن نه تجربه ای در عشق دارم و نه قایقی برای دریا نوردی.
انی اتنفس تحت الماء
من زیر آب نفس می کشم
اني اغرق اغرق اغرق اغرق
من غرق می شوم غرق می شوم غرق می شوم غرق می شوم.
یا کل الحاضر والماضی یا عمر العمر
ای تمام اکنون و گذشته ای عمرِ عمر
هل تسمع صوت الغارق القادم من اعماق البحر
آیا صدای مرا از اعماق دریا می شنوی؟
ان کنت قویاً اخرجنی من هذا الیم
فأنا لا اعرف  فن العوم
اگر تو توانا هستی مرا از این دریا خارج کن
من شنا کردن بلد نیستم.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :