شعری از جاهیت سیتکی تارانجی
برگردان از ابوالفضل پاشا

نویسنده : ابوالفضل پاشا
تاریخ ارسال : بیست و ششم دی ماه ١٣٩۶


شعری از جاهیت سیتکی تارانجی Cahit Sıtkı Tarancı
- که او را در ایران به نامِ جاهد صدقی تارانجی هم می‌شناسند -
برگردان از ابوالفضل پاشا


آفتاب از پنجره‌ام کم نشود

نه قادرم به آفتابی که طلوع می‌کند    فرمان برانم
نه کسی بیدار می‌شود که حالِ مرا درک کند
مردن از اندیشه‌ام می‌گذرد
و بعد هم این پرنده
این باغ
و این نور از اندیشه‌ام می‌گذرد
و دل‌ام با خدا چنین می‌گوید:
از اندوهی که به من سپرده‌یی نمی‌ترسم
همین کافی‌ست که آفتاب از پنجره‌ام کم نشود
که من هر رنج و محنتی را می‌پذیرم

 


Gün Eksilmesin Penceremden

Ne doğan güne hükmüm geçer,
Ne halden anlayan bulunur;
Ah aklımdan ölümüm geçer;
Sonra bu kuş, bu bahçe, bu nur.
Ve gönül Tanrısına der ki:
- Pervam yok verdiğin elemden;
Her mihnet kabulüm, yeter ki
Gün eksilmesin penceremden


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :