شعری از هما تیمورنژاد

نویسنده : هما تیمور نژاد
تاریخ ارسال : سی ام آذر ماه ١٣٩٧



صدای سمّ اسب سرکش جنون
شکافِ سینه ام به درّه های خون
نهنگ خفته در گلوی  مادیون
به شیهه می کشاندم به زیر پا

جهان چو جام شوکرانِ تلخ و گس
خروس خوان سفره های پر مگس
سکوت نای کبک های در قفس
سپید می نشاند برف بر سرش

به گه کشانده زندگی سگ پدر
گلوی استخوان دریده ی بشر
درون کوچه های شوم دربدر
چه بوی جزّ و خون بلند گشته است!
 

بشر که حلقه ی کلَک به گوش کرد
و سیب های کرم خورده نوش کرد
بهشت سمت درّه ای خروش کرد
جهان که نام دیگرش جهنم است

به اهدنا صراط های مستقیم
جهنّم و بهشت و حور و زرّ و سیم
چه زخم های تاولانه ای وخیم
به قلب و جان و روح آدمی نشست

 


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :