غزلی از طاهره کریمی

نویسنده : طاهره کریمی
تاریخ ارسال : هشتم مهر ماه ١٣٩٠


به ته نشين كدامين كنار مي ريزد

نگاه بالغ مردي خمار مي ريزد

شكاف وسوسه تند و زمينه ناهنجار

دوباره از بدنم  انتظار مي ريزد

گناه مي شوم اينجا كنار خلسه ي تن

و اين دهانه مرا بي گدار مي ريزد

به دوش مي كشمش در تلنگري تاريك

صداي مرثيه از روزگار مي ريزد

به لحظه مي رسم آخر به سمت مبهم عشق

شب است و حاد ثه اي ناگوار مي ريزد


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : زهرا
آدرس اینترنتی : http://

شعرت قشنگ بود وکاملا غیر مستقیم منظورتو رسوندی ولی...توزمینه های دیگه بگی بهترنیست؟البته حرف احمقانه ای که به یه شاعربگی توچه زمینه ای شعر بگه ولی خب بهتره افکارتون روبه جاهای بهتر ومهمتری هدایت کنید.

ارسال شده توسط : محمدیوسفی
آدرس اینترنتی : http://safar81.blogfa.com/

درودبرشما بسیارزیبا بود

ارسال شده توسط : طاهره کریمی
آدرس اینترنتی : http://

تو زیبا می سرایی مثل مهتاب تو از دل می سرایی مثل دریا

ارسال شده توسط : ستاره
آدرس اینترنتی : http://

عبور از تمام گذر گاه هاي حس نكرده سمت و سويي تازه به جان آدمي مي بخشد كه بر روح را نوايي دلنشين مي چكاند.... 

ارسال شده توسط : نیما ساروی
آدرس اینترنتی : http://

درودی بی بدرود بر بانوی گناه خواه خلسه های تن آلود!! وایا بر غرل, به ته نشین کدامین کنار می ریزی؟!...مشتاقم کارهای دیگری از شما بخوانم البته در صورت امکان. همیشه با همیشه هایتان مانا باشید.

ارسال شده توسط : رویا شریفی
آدرس اینترنتی : http://boykhab.blogfa.com/

خیلی زیبا
به ته نشين كدامين كنار مي ريزد

نگاه بالغ مردي خمار مي ريزد

ارسال شده توسط : محدثه
آدرس اینترنتی : http://

مثل همیشه مثل همه اشعارت زیباست طاهره جان:)