آثاری از حنیف خورشیدی

نویسنده : حنیف خورشیدی
تاریخ ارسال : نوزدهم مهر ماه ١٣٩٠


 1

این شهر به عطر مرگ  عادت دارد

 وقتی به فرود برگ عادت دارد

 آفت  که فقط برای بادمجان  نیست

 انگار  زمین به " ارگ "   عادت دارد...

 

2

 

از جنگل رشت هم فراتر هستی

 سردسته ی مرد های بی سر هستی

 با خون خودت چنان وضو می گیری

 انگار که در خلیج احمر هستی...

 

3

 

یک زلزله هم تو را نمی لرزاند

 اندوه تو را فقط خدا می داند...

 آرام بخواب  مرد کوهستان ها

 این شهر دگر تو را نمی ترساند ...

 

 

4

 هر چند که خون سرد دارم   مومن !

 در سر هوس نبرد دارم   مومن...

 یک عمر خودم را به خریت زده ام

 تا شک نکنی که درد دارم  مومن


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : ملک محمودی
آدرس اینترنتی : http://

با سلام
مثل همیشه زیبا و شیوا
خیلی خوب بود

ارسال شده توسط : بهروزان
آدرس اینترنتی : http://

با عرض سلام خدمت حنیف عزیز .
من یه رپ خونم و از شعر تو خیلی خوشم اومد . خیلی عالی نوشتی .
می خواستم ازت اجازه بگیرم تا از شعرات در کارم استفاده کنم . من دارم آلبوم اولم رو میسازم و اگر بشه با هم همکاری کنیم

ارسال شده توسط : اسفند
آدرس اینترنتی : http://

سلام برشما دوست گرامی چه زیبا بیان کرده ای افت که فقط برای بادمجان نیست .برطبع زیباو بیان شیوایت احسن

ارسال شده توسط : ساناز
آدرس اینترنتی : suny13.blogfa.com

شعر اول واقعا عالي بود
حتي بادمجان كه در متن شعر كمي غريب مينمود
نه تنها از حرمت شعر نكاسته كه بر صميميتش افزوده
لبتون پر خنده

ارسال شده توسط : سید حمید شریف نیا
آدرس اینترنتی : http://

مرسی حنیف. به منصور سلام مخصوص برسون

ارسال شده توسط : سعید لطفی
آدرس اینترنتی : http://saeed-lotfi.blogfa.com

عالی بود حنیف جان
هرچقدر میخونم سیر نمیشم....
برقرا باشی دوست من...

ارسال شده توسط : م. آفتاب
آدرس اینترنتی : http://

اشعاري امروزيست در قالب رباعي، انگار هايكو را بومي كرده اي. خيلي خوب بود منتظر اشعار بعدي ات هستم

ارسال شده توسط : امید
آدرس اینترنتی : http://www.pastilkhor.mihanblog.com/

مرسی حنیف جان...عالی بود
موفق باشی