شعرهایی از سید مهدی موسوی

نویسنده : سید مهدی موسوی
تاریخ ارسال : بیست و نهم اسفند ماه ١٣٩٣


شعر اول :

 

شتر از خانه رفت سمت کویر
شیر غرّید گوشه ی تصویر
گرگ غرّید در ادامه ی شیر
بعد روباه داد زد: تکبیر!
جفت گیری گوسفند و الاغ

گربه دنبال موش رفت یواش
ببر مشروب خورد با اوباش
کوسه در فکر کرم دندان هاش
بز به روباه گفت: آدم باش!
جفت گیری گوسفند و الاغ

آخرین لاک پشت راه افتاد
اسب شیهه کشید در دل باد
ماند ساکت قناری آزاد
بعد روباه سهم بز را داد
جفت گیری گوسفند و الاغ

رفت در عمق آب، بچّه وزغ
 کبک افتاد از هوا شترق!!
جغد می خواند در شب مطلق
سگ به روباه گفت: ای احمق!
جفت گیری گوسفند و الاغ

لاشخورها نگاه پشت نگاه
چند کفتار در ادامه ی راه
لاشه ی سگ میان حوض سیاه
تسلیت گفت زیر لب روباه
جفت گیری گوسفند و الاغ

در افق قار قار چند کلاغ
خبر صلح و دوستی در باغ
خبر مرگ آدم و شلّاق
جفت گیری گوسفند و الاغ
لاک پشتی هنوز اوّل راه...

 

شعر دوم :


1
پدرم رفت داخل خانه
پدرم دید مادرم را با...
بعد، شب بود و حرکت چاقو
خون مامان و گریه ی بابا

مادرم سنگ قبر گمنامی ست
مادرم هرزه بود، یک زن بد!
پدرم سمبل شرافت بود!
پدرم ماند توی حبس ابد

2
داخل خانه رفتم و دیدم
زن خود را کنار مرد جوان
بعد، دعوا و فحش بود و کتک
زنم و گریه پیش یک چمدان

از تمامی خاطرات بدم
مانده یک عکس روی میز اتاق
بچّه ای با لباس های کثیف
جای امضای برگه های طلاق

3
پسرم رفت داخل خانه
دید مردی نشسته پیش زنش
دید لبخند می زنند به هم
دید که دست می کشد به تنش

پسرم با زنش معاشقه کرد
جلوی چشم های عاشق مرد
بعد هم از حضور سرزده اش ↓
داخل خانه، عذرخواهی کرد!


بازگشت