شعری از حسین تقلیلی

نویسنده : حسین تقلیلی
تاریخ ارسال : پانزدهم اردیبهشت ماه ١٣٩۶


دربازمي شود نه ...ولي درپرنده نيست
پرواز در توان پر هر پرنده نيست
بايدبه سمت تيغ پريد وپرنده شد
خود تيغ اگر به سربرسد سرپرنده نيست...
وقتي پرنده زودتر از تير مي پرد
نفعي براي هيچ کسي درپرنده نيست!
پس درقفس پرنده پرپر پرنده است
دراسمان پرنده بي پر پرنده نيست...
اين رابه گوش چلچله هاتان فروکنيد
حتي عقاب هم نزند پر پرنده نيست
وقتي که باعقاب تعارف نميکنم
خفاش روشن است که ديگر پرنده نيست
دربازمي شود و کبوتر نمي پرد
در فکر مي کند که کبوتر پرنده نيست
در بسته مي شود ومن ازخواب مي پرم!
در فکرمي کند که چه بهتر پرنده نيست...


بازگشت