شعری از زینب اکبری

نویسنده : زینب اکبری
تاریخ ارسال : بیست و یکم مهر ماه ١٣٩٣


نیستی، طی کردن این راه زجرم می دهد

خاطرات سرد آذر ماه زجرم می دهد

خاطرات قهوه خوردنها و فال قهوه در

کافه های دنج کرمانشاه زجرم می دهد

باز کن آغوش خود را تا کمی گرمم شود

راهروی سرد دانشگاه زجرم می دهد

سالها من هی به شوق دیدنت این راه را...

نیستی، طی کردن این راه زجرم می دهد

بیشتر از حال و روز خود برای من بگو

جمله های مبهم کوتاه زجرم می دهد

دوستم یک هفته پیش، از من سراغت را گرفت

راستش این خیل خاطر خواه زجرم می دهد

***

بودی و حال تمام شعرهایم خوب بود

نیستی، این عاشقانه آه... زجرم می دهد


بازگشت